X
تبلیغات
رایتل

ای از جنس من

مثل صبح روستا پاک و صاف و روشنی

مثل بطن باغها از بهار خرمنی 

 

دستها ی کو چکت ساقه های اطلسی 

آفتاب و چشم تو خواهران ناتنی

  

پشت پلکهای من شوق موج می زند 

تا نگاه می کنی تا که حرف می زنی 

 

در کتاب شرم توست سا لها و سا لها

گیسوان ساده ات قصه ای نگفتنی 

 

پیش چشم حیرتم تا که راه می روی  

با تمام سادگیت جور دیگری زنی! 

  

آه ای زجنس من ای پر از شعور عشق 

در کنار اینهمه قلبهای آهنی

 

باز مثل پیشتر در چکامه ای بخوان

تا همیشه عا شقی تا همیشه با منی

  

حق چشمهای توست شاه بیتی اینچنین:

مصرعی ز "منزوی " مصرعی ز "بهمنی"!

تاریخ ارسال : دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 06:55 | نویسنده: کاوه | چاپ مطلب

(55)

na30b | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 09:36
مثه همیشه لایک
چه خوشم اومد از این مصرع
آفتاب و چشم تو خواهران ناتنی
امتیاز: 0 0
http://fosil.blogsky.com/
ترانه | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:53
عجب شعری بوووووووووووود
امااین شاه بیته یعنی چی؟

به هرحال زیبابود
خوشمان امد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گفتم که..!!

شما هم بهر حال..


خوش آمدید
صدف | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:38
سلام کاوه عزیز
امیدوارم که خوب باشی
اشعار خیلی زیبایی داری و فکر کنم خودت هم شاعر باشی
گرچه من شاعر نیستم ولی تمام سعی خودم رو می کنم که احساساتم رو با کلمات این و اون و بعضی وقتا هم با واژه های خودم بنویسم و بگم
خوشحالم که دوست خوبی مثل تو پیدا کردم این قدر با احساس و لطیف
امتیاز: 0 0
http://www.ghasedak1362.blogfa.com
پاسخ:
سلام بر شما..
راستش با اینکه شعر رو خیلی دوست دارم اما فقط افتخار خواندن اشعار ماندگار عزیزان دیگر نصیبم میشه و متاسفانه خودم شاعر نیستم..!
******
و برای شما: فک کنم شعر چیزی جز تحریر همین
احساسات لطیف نباشه.. موفق باشید
یه ضعیفه | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:32
گزینش شعر مثه همیشه عالی
ولی فقط یه نکته
خوش به حال اون کسی که مثه خودش یکی گیر آورده
پس خدا درو تخته شونو خوب جور کرده
خوش به حالش
امتیاز: 0 0
http://zaiiife.blogsky.com/
ندا | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:22


خوشگل بود

راستی مگه 39 روز شده ؟
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:
دخترک | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:40
سلام
زیباست
ممنون آپلود کردید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام..
ممنونم

چیکار کنیم..
بعضیا خودشون آپ نمیذارن.. همش به ما گیر میدن!
ری را | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 22:26
درود
بسیار زیبا....لذت بردم...سپاااااااااااااااس

تا درودی دوباره بدرود
امتیاز: 0 0
http://law1357.persianblog.ir/
پاسخ:
درود بر ری را..
ممنون از حضورت عزیز
افسانه | |
دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 22:39
سلام
چه شعر زیباییه اما آهنگ وبلاگ چرا اینقدر غمگینه؟؟
امتیاز: 0 0
http://gtale.blogsky.com
پاسخ:

سلام
چرا اینقدر دیر اومدی؟!
ﺩﺧﺘﺮﮎ | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:40
ﺳﻼﻡ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻈﺮ ﺩﻳﺸﺒﻤﻮ ﺧﻮﻧﺪﻡ
ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍ~ﻟﻮﺩ !
ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺑﻪ ﮔﺎﻫﻲ ﺟﻮﻭﻧﺎ ﺍﺯ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩﻱ ﻣﺎ ﺷﺎﺩ ﺷﻮﻧﺪ
ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ ﺩﺍﺭﻳﺪ !
امتیاز: 0 0
پاسخ:

یبشساتن نسشی نش نیا ابا مبلا فقاملا ب
بلسیندتیا لینلا بلنب تمکس ینمزظب ظزمب ئدن
نمیب.یلمیل یخیبل ...

تا کامنت خودتو ترجمه نکنی نمیگم چی نوشتم
دخترک | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:48
سلام
هییییییی
په قدر بی سوادم
آپلود !
ببخشید دوست خسته و بی سواد دارید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
داریم تحمل میکنیم
فرگل | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 14:25
سلام :)
من دیگه اومدم ... با کلی عکس! :دی
امتیاز: 0 0
http://www.harfaynagoftani.blogfa.com
کشکول شایسته | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 16:47
امتیاز: 0 0
http://www.shayeste.net
negar | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:28
سلام کاوه جون...
چطوری ؟خوبی؟

چه شعر قشنگی...واقعا" به دلم نشست...
امتیاز: 0 0
http://negar70.mihanblog.com/
پاسخ:
دلتون شاد نگار جون
سلام
آذر | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:51
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست

امتیاز: 0 0
http://saye-roshan3.blogfa.com
آذر | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:55
با گریه حال دیده من دیدنــــی تر است

انگور اشک چیده من چیدنــی تر است

بر آیه آیه آیه ات ایمــــــان مـی آورم

عریانــــــی تو غنچه بوییدنـــــی تر است

باران که گیســــوان ترا شستشـــــو کند

از هر شراب وزمزمه نوشیدنی تر است

امتیاز: 0 0
http://saye-roshan3.blogfa.com
پاسخ:
درود فراوان تو را آذر عزیز..

چه دلنشین بود... مرسی
مهسا | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 20:09
بی کرانه دریای احساسم را

به بغض ابر های زمستانی سپردم

تا در پهنــای اسمان عشـــق

هر قطــره محبتـم را با برفی سپید

بر بالین شب هایت بباراند ...
امتیاز: 0 0
http://www.taranome-hasti.blogfa.com
مهسا | |
سه‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 20:12
سلاااااااااااام وای کاوه دیگه امتحانامم تمووووووووووووووم شد هوراااااا راحت شدم!
برا همین نبودم!
شعری که گذاشتی ته احساس بود خیلی قشنگ بوووود
امتیاز: 0 0
http://www.taranome-hasti.blogfa.com
پاسخ:
سلام مهسا
خوبی؟
مرسی بابت شعر قبلی و ممنون که اومدی..

شادی و موفقیت را در لحظه لحظه زندگیت آرزو میکنم
ایلیا | |
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:11
تو مثل نم نم بارون و من اون خشکیه خاکم
که اگه یه روز نباشی میدونی که من هلاکم
یه چراغ پر فروغی واسه تاریکیه شبهام
با تو ظلمت نمیمونه عشق من بمون که تنهام
میشه با ناز نگاهت غصه ها رو در به در کرد
میشه از عشق تو خوند و همه دنیا رو خبر کرد
با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
داره کم کم واسه چشمات دل عاشقم میمیره
با تو احساس من انگار داره کم کم جون میگیره
داره کم کم زنده میشه ، عطر بارونو میگیره
با تو ظلمت نمیمونه آره غربت نمیمونه
تو اکه باشی کنارم دیگه حسرت نمیمونه
ای همه دار و ندارم ای تموم انتظارم
تو هجوم بی کسی ها حالا تنها تو رو دارم
امتیاز: 0 0
http://ghalbezakhmi.blogsky.com
مهسا | |
پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:16
ممنون دوست خوبمممم.بدو بیا آپ کردم
امتیاز: 0 0
http://www.taranome-hasti.blogfa.com
ندا | |
پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:52
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:
ما بیشتر!
دخترک | |
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:30
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تر بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
امتیاز: 0 0
افسانه | |
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:21
وقتی.....

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است،

مثل تنها مردن !

دکتر علی شریعتی
امتیاز: 0 0
http://gtale.blogsky.com
آذر | |
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:09
باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است

ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن
باز کن چشمت را تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

ای همیشه آبی ای همیشه دریا
ای تمام خورشید ای همیشه گرما


امتیاز: 0 0
مهسا | |
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:12
نبودنت را ،
تـــــاب می آورم
رفتن را ،
تحمـــــّل میکنم
فراموش شدنم را ،
بــــاور میکنم
امــــــا !!!
فــــــراموش کردنــــــت...
دیگر
کـــــا رِ مـن نــیست !
امتیاز: 0 0
http://www.taranome-hasti.blogfa.com
آذر | |
جمعه 14 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:43
سلام کاوه عزیز
ننوشتنم علت خاصی نداره فقط میخوام مدتی فکرم آزاد باشه اما میام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر تو
شاد باسی و سر افراز و
بهترینها را برایت آرزو دارم
خودم | |
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:29
قلاب رو بدون طعمه بینداز
اینجا ÷ر از ماهی هایی است که زندگی سیرند
امتیاز: 0 0
مینو | |
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:05
سلام
اپمممممم
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com/
بهار | |
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:03
سلام خوبیدممنون ازجواب زیباتون..........
حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست

ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است . . .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس فراوان بهار عزیز
بهار | |
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:05
محبت چشمه ایست از جنس نور / هم ارادت هم سلام از راه دور . . .








بر همان عهد که با یاد و خیالت بستم

یاد من هم نکنی باز به یادت هستم . . .
امتیاز: 0 0
negar | |
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:22
ســـــــــــــلام کاوه جان...
چطوری؟
حالا یه کم صبر بدی وب جدید میزنم آدرسشو بهت میدم...
امتیاز: 0 0
http://htnegar70.mihanblog.com/
پاسخ:
سلام بر نگار عزیز
منتظرم.. ایشالا به سلامتی..
وب جدیدو زدی حتما به من و بقیه دوستان خبر بدیااا
"MojtabaMax" | |
یکشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:51
سلام...جه قدر قشنگ بود...
امتیاز: 0 0
http://nicemax.blogsky.com
غزل بارانی | |
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 02:21
شعرم به درد آمدن تو نمی خورد

حتی تنم به رنگ تن تو نمی خورد



دستت به دکمه های لباسم نمی رسد

دستم به عطر پیرهن تو نمی خورد



زیبایی تو شعر مرا زود می کُشد

زیبایی ات به قافیه ی من نمی خورد!



اصلا نمی خورند به هم چشم هایمان

از تنگی دهان تو ارثی نمی برم!



دل تنگی ام برای تو عادی نمی شود

هر لحظه ای که می گذرد مبتلاترم



این سال ها اگر به کسی فکر کرده ام

غیر از تو که وجود منی، خاک بر سرم..



شاید حسودی ام بشود آخرش به تو

البته من به عشق حسودی نمی کنم



شعرم به درد آمدن تو نمی خورد

آماده ام که با تو خداحافظی کنم!...





امتیاز: 0 0
ترانه | |
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:54
اقا این چه پستیه؟؟؟؟؟؟؟
چرا انقد با تاخیر اپ میکنی؟؟؟

تا حالا خودمو این شلکی ندیده بودم من چرا سرخ شدم؟
بازم که سرخ شدم
ای جااااااانم چقد من گوگولی میشم
منتظر اپ هستم همچنان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چی چه پستیه..
یعنی بده؟!
به قول خودت پیشتازه!
..

داری سرخ میشی؟!
پ.ن.پ میخوای آب پزت کنم!
خودم | |
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:24
کسی هرگز نمی داند
چه سازی میزند فردا
چه میدانی تو از امروز
چه میدانم من از فردا
همین یک لحظه را دریاب
که فردا میشویم تنها
امتیاز: 0 0
غزل بارانی | |
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:34
دوباره راه نفس را، گرفته خاطره هایت

گرفته شادی شب را، طلوع دلهره هایت


به شهر بازی تنهاییم شبانه بیا تو

نشسته رنگ تمنا، به روی سرسره هایت


***

به باغ پر تب و تاب تنت، نبارد برف!!

زمانه رحم کند کاش، به حال زنجره هایت


به زیر پای نگاهت، بخاک می سپرندم

سعادتی شده تدفین، کنار مقبره هایت


***

کجای تور شکسته، عصای حضرت موسی ؟

چگونه بگذرم از نیل، رسید ساحره هایت



هزار شاخه ی نوبر، به پشت پنجره ها مرد

شکوفه هم که نباشد فدای پنجره هایت...
امتیاز: 0 0
غزل بارانی | |
سه‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:27
دوباره راه نفس را، گرفته خاطره هایت

گرفته شادی شب را، طلوع دلهره هایت


به شهر بازی تنهاییم شبانه بیا تو

نشسته رنگ تمنا، به روی سرسره هایت


***

به باغ پر تب و تاب تنت، نبارد برف!!

زمانه رحم کند کاش، به حال زنجره هایت


به زیر پای نگاهت، بخاک می سپرندم

سعادتی شده تدفین، کنار مقبره هایت


***

کجای تور شکسته، عصای حضرت موسی ؟

چگونه بگذرم از نیل، رسید ساحره هایت



هزار شاخه ی نوبر، به پشت پنجره ها مرد

شکوفه هم که نباشد فدای پنجره هایت...

امتیاز: 0 0
ندا | |
چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 09:32


بعدهاااااااا ر و خوب اومدی
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:
خودم | |
چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:29
بهش گفتم اگه دوسم داری برو بمیر
باورم نمیشد که انقدر دوسم داره و رفت و مُرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیییییییییییلی
ممنون نهال عزیز..
ندا | |
پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:52
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:
ما بیشتر
دخترشرقی | |
پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:27
سلام
خوبید؟
قشنگ بود. مرسی
امتیاز: 0 0
http://delneveshthayeman.blogsky.com/
پاسخ:
سلام
مرسی..

ermes | |
جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:36
سلام کاوه جان

از غزلهای خوب مهرداد است !
در شعرهای مهرداد موسیقی موج می زند و واج آرایی در تکرار حروفی که بار موسیقایی زیادی به شعر می بخشد بیشتر مشهود است مثلا به تکرار حرف " س " در این بیت توجه کن :

در کتاب شرم توست سا لها و سا لها
گیسوان ساده ات قصه ای نگفتنی

یا تکرار "ش " و "س" در این ابیات :

باز مثل پیشتر در چکامه ای بخوان
تا همیشه عا شقی تا همیشه با منی

حق چشمهای توست شاه بیتی اینچنین:
مصرعی ز "منزوی " مصرعی ز "بهمنی"!

از نکات دیگر غزل پایان قشنگ آن که حسن ختامی است بر غزل و انتخاب دو غزلسرای نامی معاصر برای سرایش بیتی در شأن چشم های یار:

حق چشمهای توست شاه بیتی اینچنین:
مصرعی ز "منزوی " مصرعی ز "بهمنی"!

درود و بدرود !



امتیاز: 0 0
http://ermes-3.blogsky.com/
پاسخ:
سلام مهندس جان..

با اینکه یه بحث با همین مضمون و تقریبا مشابه همین فرمایشات شما رو با مهرداد جان داشتم..
اما مثل همیشه حرفهای شما کهنگی ناپذیر و با طراوت هستند و بسیار شنیدنی..

درست می فرمایین چرا که خود مهرداد هم تقریبا تفسیری اینچنین از همین سروده خودش برایم بیان کرده..

سرافراز و شاد باشید
نجمه قاسمی | |
جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:34
اومد اینجا با این اهنگ وبت یاد خاطرهام افتادم
امتیاز: 0 0
http://bibahaneh69.persianblog.ir
پاسخ:
امیدوارم یادآور خاطره شادی بوده باشه..
ثریا | |
جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:48
سلااام...
باز مثل پیشتر در چکامه ای بخوان

تا همیشه عا شقی تا همیشه با منی
مثل همیشه بی نقص و فوق العاده...
ممنوون..
من آپم خوشحال میشم سر بزنی
امتیاز: 0 0
http://serina.blogsky.com
پاسخ:
سلام بر ثریای عزیز..

عجب غیبت طولانی داشتی ..

ممنون خبر دادی..
حتما میام
مهسا | |
جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 22:16
هنوز هم اگر گاهی دلت بی هوا ...یادی از دل کوچیکم کرد...
من پشت شیرین ترین لبخندت پنهان شده ام...!
کافیــــــــــست برایم بخندی..
امتیاز: 0 0
http://taranome-hasti.blogfa.com
غزل بارانی | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:02
گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشی

اما تو باید خانه ی ما را بلد باشی

یک روز شاید در تب توفان بپیچندت

آن روز باید ! راه صحرا را بلد باشی

بندر همیشه لهجه اش گرم و صمیمی نیست

باید سکوت سرد سرما را بلد باشی

یعنی که بعد از آنهمه دلدادگی باید

نامهربانی های دنیا را بلد باشی

شاید خودت را خواستی یک روز برگردی

باید مسیر کودکی ها را بلد باشی

یعنی بدانی " مرد در باران " کجا می رفت

یا لااقل تا " آب - بابا " را بلد باشی

حتی اگر آیینه باشی، پیش این مردم

باید زبان تند حاشا را بلد باشی

وقتی که حتی از دل و جان دوستش داری

باید هزار آیا و اما را بلد باشی

من ساده ام نه؟ ساده یعنی چه؟... نمی دانم

اما تو باید سادگی ها را بلد باشی

یعنی ببینی و نبینی!...بشنوی اما...

یعنی... زبان اهل دنیا را بلد باشی

چشمان تو جایی است بین خواب و بیداری

باید تو مرز خواب و روًیا را بلد باشی

بانوی شرجی! خوب من! خاتون بی خلخال!

باید زبان حال دریا را بلد باشی

شیراز رنگ خیس چشمت را نمی فهمد

ای کاش رسم این طرف ها را بلد باشی

دیروز- یادت هست- از امروز می گفتم

امروز می گویم که فردا را بلد باشی

گفتی :" وجود ما معمایی است...." می دانم

اما تو باید این معما را بلد باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی ممنون غزل جان..
چقدر متفاوت و دلنشینن!
درود بر تو
مینو | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:11
سلام
خوبین؟

ی وخت نیاین پیشما
فخط کف معرفت شومام
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com/
پاسخ:
سلام
خوبین مینو جان؟

الحمدولله مثل اینکه حالتون بهتر شده.. خدا رو شکر که سلامتیتونو دوباره بدست آوردین..
مینو | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:12
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل،از دیدن تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر به کجا؟قدر دگر تاب بیار
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغضِ گلو می شکند
صبر کن گریه به زننجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com/
پاسخ:

بسیار عالی
مینو | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:13
دل من می سوزد
که
قناریها را پر بستند
و کبوترها را
آه کبوترها را
و چه امید عظیمی به عبث انجامید
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا
زندگانی بخشد
چشمهای تو به
من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی
من به بی سامانی
باد را می مانم
من به
سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com/
مینو | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 17:14
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com/
خودم | |
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:32
سلام دوست مهربون
خوبی شما؟
مرسی بابت راهنمایی و کمکتون
شما بیشتر از من شناخت دارید
شما دقیقا کدوم شهر بودین؟
راستی خالقی رو از کجا میشناسید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مرسی
نه اینطورا هم نیست.. شما شکسته نفسی میفرمایین

مهسا | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:44
عالییییییییییییییییییییییی
امتیاز: 0 0
http://deleasemooni.blogsky.com
پاسخ:
خودم | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 10:34
هیچی دیگه
همین مونده که بگید که در خونمون چه رنگیه
خالقی رو میشناسم ولی گفتم شاید شما نشناسیدش
اگه دوس دارید به لیستتون اضافه کنید اشکاای نداره
وااااااااااای هام هام یه چیز خوشمزه اس
دستورشم این جوریه که چند تا بیسکویت خوشمزه یا هر چی که دوس دارید من هر چی اومد دستم ریختم تو اون کاسه بعد بازم به سلیقه خودتون یا می تونید چای بریزید یا شیر
البته میشه شیر کاکائو هم ریخت
دیگه بسته به وسع و توان خودتون داره که هر روز می تونید کلی بیسکویت و شیر کاکائو بخوید یا نه
دروغ نباشه ولی من چای ریختم که خوشمزه شد
امتیاز: 0 0
بیتا | |
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 15:40
این شعرتون واقعا به دلم نشست خیلی قشنگه
امتیاز: 0 0
ثریا | |
شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 21:45
سلاااام....
چرا آپ نمیکنی؟؟؟!!!!
من آپم منتظر آپ کردنتم هستماااا
امتیاز: 0 0
http://serina.blogsky.com
پاسخ:
حتنما خانم ثریا..

رعنا نوری | |
جمعه 30 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 17:42
سلام
من هنوز نشناختمتون!!!
وقت کردید نظرتون و راجع به غزلم که تو اون یکی یادداشتم گذاشتم براتون،واسم ایمیل کنید..
**روزگرتون طلایی**
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

راستش منم شما رو نمیشناسم..
آخه آدرسی! نشونی!!

نظرمو راجع به کدوم غزل به کجا ایمیل کنم؟؟!!

امیدوارم دفعه بعد که تشریف آوردین
ردی برای یافتنتان اینجا گذاشته باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد