X
تبلیغات
رایتل

خیال لبریز بهار

دیریست که پا مال عذابم زین آتش افتاده به جانم

شاید به همین درد بمیرم مگذاردراندوه بمانم

 

چشمان تو آرامش دریاست باران خدا بر سر دنیاست

زان آبی آرام همیشه یک کاسه تماشا بچشانم

 

وقتی که تو از راه بیایی لبریز بهار است خیالم

وانگاه همه شعر و ترا نه ست هر واژه که آید به زبانم

 

ای روح زلا لینه تر از آب در قحط فرا گیر صداقت

بازآو نسیمانه تر از پیش از چنگ عذابم برهانم

 

بازآو نظر بازی خود را بر باور نظاره من ریز

تا در چمن چشم تو ای دوست صد گله تما شا بچرانم !

 

امروز در این موسم دلگیر تو روح غزلریز بهاری

در من که پر از خواهش خشکم در من که زمینگیر خزانم

 

کی ابر لج آلود جدایی پس میرود از راه نگاهم

تا با توام ای ماه همیشه صدها غزل از شوق بخوانم

 

آه ای یله بر خواب و خیالم اندوه مرا کشت فرود آی

تا بانگ برآرم که من امروز خوشبخت ترین مرد جهانم
*******

تاریخ ارسال : یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 11:26 | نویسنده: کاوه | چاپ مطلب

(43)

مهسا | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:02
خیلی قشنگه کاوه جون
امتیاز: 0 0
http://deleasemooni.blogsky.com
پاسخ:
مرسی مهسای عزیز..

دخترک | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:04
سلام
ای ول
بالاخره آپ کردید

امتیاز: 0 0
پاسخ:
na30b | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 15:15
سلام انشا... خوشبخت ترین مرد جهان باشید
امتیاز: 0 0
http://fosil.blogsky.com/
پاسخ:
سلام
ممنونم..
ایلیا | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 16:53
دلم عجیب گرفته!
چشم هایم یک دل سیر گریه می خواهند
دلم سکوت و نگاه می خواهد
دلم نسبت به آدم ها بی تفاوت تر از قبل شده
و تنها یی و نفرت می خواهد
دلم دروغ های زیبا می خواهد
دلم مهربانی و نوازش نمی خواهد
دلم آرزو ها را نمی خواهد
دلم فرصتی نمی خواهد...

من می ترسم....
من دلم را دیگر نمی خواهم.....
من واقعیت ها را می خواهم...
من فرصتی می خواهم ...
من خودم را می خواهم....
*************************************
زیبا بود ممنون
امتیاز: 0 0
http://ghalbezakhmi.blogsky.com
پاسخ:
سلام..
نیستی ایلیا .. !
مرسی که اومدی
خودم | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 19:39
حالا که خوشبخترین مرد جهان هستین به ما هدیه یا جایزه یا مژدگانی بدین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نهال جان..

ترانه | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:52







امتیاز: 0 0
پاسخ:


سبزمان فرمودین خانوم ترانه
2refigh | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 22:26
slm kave jan chetmolli?
aziz kheili web e jalebi dari khosh hal misham be ma am sar bezani
امتیاز: 0 0
http://www.mahfelegarm.blogfa.com
پاسخ:
salam.. merC umadi.. chashiim hatman miam
خودم | |
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:57
دلواپس توام
که ساده میشکنی
کوه غمی ولی حرفی نمی زنی
می ترسم از پس
دردات برنای
من عادتم شده
چیزی ازم نخواه
"آهنگ از مسعود امامی"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قشنگه..
ثریا | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:54
فوق العاده بووود...


کی ابر لج آلود جدایی پس میرود از راه نگاهم

تا با توام ای ماه همیشه صدها غزل از شوق بخوانم
مرسییی...
یه پست متفاوت گذاشتم خوشحال میشم نظرتو بگی
امتیاز: 0 0
http://serina.blogsky.com
پاسخ:
لطف دارین..

حتما
ندا | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:55


بلای برومند کیه ؟؟
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:
بلاس دیگه..!

آدم نیست خیالتون راحت
ری را | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:13
درود
...
وقتی که تو از راه بیایی لبریز بهار است خیالم

وانگاه همه شعر و ترا نه ست هر واژه که آید به زبانم
...
بسیار زیباست

سپاس فراوان

بدرود
امتیاز: 0 0
http://law1357.persianblog.ir/
پاسخ:
سپاس فراوان تو را ری را جان

فرگل | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:17
قصه عشقت را به بیگانگان نگو

چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . .
امتیاز: 0 0
http://www.harfaynagoftani.blogfa.com
فرگل | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:18
آهنگ ِ بلاگت ...
امتیاز: 0 0
http://www.harfaynagoftani.blogfa.com
پاسخ:
چیه فرگل؟؟

یه روز شاد یه روز غمگین..
والا من که تو کار تو موندم..

فرگل | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 15:23
آدمیزاده دیگه .... :)
امتیاز: 0 0
http://www.harfaynagoftani.blogfa.com
پاسخ:
خودم | |
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 21:42
سلام دوست مهربون
من یه مدت کلا وب رو مسدود کردیم
بازم شلوغ شد
ولی بازم بر میگردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودم | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:03
والنتاین مبارک
هدیه من
http://www.iranmodshop.com/img/product/431-1323846264.jpg
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی..
منم تبریک میگم نهال عزیز..
بابت این هدیه قشنگ هم ممنونم
خودم | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 00:04
راستی این یه دونه عکس رو برام فرستادن خیلی برام جالب بود
شما هم ببینید
http://tabasom6666.persiangig.com/image/Untitled%20%282%29.png
امتیاز: 0 0
مهسا | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:44
کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده لرزان حریر

رنگ چشمان تو را می دیدم

کاش چون نای شبان می خواندم

به نوای دل دیوانه تو

کاش چون آینه روشن می شد

دلم از نقش تو و خنده تو

کاش از شاخه سرسبز حیاط

گل اندوه مرا می چیدی

کاش در شعر من ای مایه عمر

شعله راز مرا می دیدی...
امتیاز: 0 0
http://taranome-hasti.blogfa.com
ندا | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:23
حالا نمیش بلا ادم باشه ما یه شیرینیم بخوریم ؟؟
امتیاز: 0 0
http://lore.blogsky.com
پاسخ:

تو هم که همش دنبال خوردنی!!
یه خورده فکر خودت و رژیمت باش
خودم | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 15:03
خواهش میکنم ولی قابل نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطف دارین شما
بهار | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 15:39
سلام کاوه جان خوبی ولنتبنت مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آهو..

خوبی؟!

منم روز دوستی رو به تو دوست خوبم تبریک میگم..

زنده باشی و سلامت
خودم | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:35
این دل تنها
چرا گذشت و رفت
ای دل غافل
اونم گذشت و رفت
بی کسی و غم
اومدسراغم
چاره ندارم باید جدا شم
این آهنگ خیلی جالبه و با ریتم خاصیه از ایمان غلامی به اسم شنیدم
اگه دوس داشتین گوش بدین
امتیاز: 0 0
خودم | |
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 23:36
خلاصه ببخشید کامنت ها با موضوع نمی خونه
چون تو پست هایی که میزارین موضوعی واس بحث نیس
ولی پست هاتون قشنگه ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما ببخشین..

مهرداده دیگه..

نمیخوام تو زلال شعرهاش حرفای من نمایان بشن!

خودم | |
چهارشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 09:21
پس کو عکسه که گفتین گذاشتم
کجاست الان؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودم | |
چهارشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 11:21
کاوه جان یکی از دوستام میخاد کتاب صوتی درست کنه همکاری میخاد
شما هم یه صفحه رو بخونید و فایل رو براشون بفرستید
قشنگ میشه، واس یادگاری ها
البته اگه دوس داشتین ها اصراری ندارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:

بابا من صدام زشته ...

هییییییی!!!
فرهود | |
پنج‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 03:48
29 بهمن ماه
روز سپندار مذگان (سپندارمزدا) ایران باستان
جشن زمین و گرامی داشت عشق است. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.

(بقیه ش روتو وبلاکم بخون
لطفا اطلاع رسانی شود)
امتیاز: 0 0
http://da3tanak.mihanblog.com
پاسخ:


درود فراوان فرهود عزیزم..
تنها تر از خورشید | |
جمعه 28 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 13:28
آمده ام حرفی برای گفتن داشته باشم
اما چه بگویم
تمام دلتنگی ام را در سلام خلاصه میکنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از ماست..

خوش آمدی
ا.اکبری | |
جمعه 28 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 16:44
سلام با احترام دعوتید
امتیاز: 0 0
http://www.beraasmesibha.blogfa.com
پاسخ:
سلام

مرسی
فرهود | |
دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 20:49
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی¸باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!" چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. . او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!". همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه."
امتیاز: 0 0
http://da3tanak.mihanblog.com
پاسخ:
قبلا هم تو وب خودت خوندمش..

قشنگه جناب مفتونی عزیز
بازم ممنون
ثریا | |
دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 22:18
سلااام...
چشمان تو آرامش دریاست باران خدا بر سر دنیاست

زان آبی آرام همیشه یک کاسه تماشا بچشانم

خیلی زیبا بوود...
منم آپم
امتیاز: 0 0
http://serina.blogsky.com
پاسخ:
سلام ب تو ثریا جان..
مرسی خبر دادی..
بیتا | |
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 15:35
سلام کاوه خان وبتون خیلی قشنگه واقعا خوشم اومد به قول نوشتتون خوشبخت ترین مرد جهان باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:

مرسی..
ترانه | |
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 16:15
کاوه خان چراانقددیربه دیرآپ میکنی؟؟

حالا شانس اوردیم خودت شعرنمیگی

منتظراپم همچنان
امتیاز: 0 0
http://raze-gha3dak.blogsky.com
پاسخ:
سلاااااااااااااااااااام
سلام خانوم ترانه..
میشه بفرمایین شما که اصلا نمیاین این ورا آپ چه فرقی داره براتون

ولی بازم دمت شومینه که اومدی
تنها تر از خورشید | |
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 18:46
هوا ابری است
من ابری
باران دیر کرده است
تو هم شبیه بارانی
امتیاز: 0 0
http://mrs-somayye.blogsky.com
پاسخ:
میسی..
چه دلنشین و ساده..
negar | |
پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 16:29
کجــــــــــــــــــایی کاوه؟
می دونی چن وقته این وب رو زدم؟؟؟
خبرتم کردما!!!
اما چــــــــــــــرا نیمدی؟
امتیاز: 0 0
http://tahekhat.blogsky.com/
پاسخ:
اول بگو سلام.. بعد...!!

ببخشید نت نداشتم یه مدت کوتاه..
یه مدتم خودم نبودم!

مرسی از لطف و حضور همیشگیت
مینو | |
پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 21:23
تکثـــیر مــے ‌شـــونــد و نــمے ‌مــیرند ...

سلـــولـــ ‌های خـــاطـــره‌ ات در مـــن


اپمممممممممم
امتیاز: 0 0
http://khiale-ghashang.blogfa.com
پاسخ:
سلام
مرسی خبر دادی مینو جان
مهسا | |
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 11:50
________$$$$$$_________$$$$$__$$$$$$
_______$$_____$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$
_______$______________$$$$$$$_______$
_______$_____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_______$_____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_______$$_____________$$$$$$$$$$$$$$$$$
_______$____________________$$$$$$$$$$
______$_______________________$$$$$$$
______$_________________________$$___$
______$______________________________$
__$$$$$$____________________________$$$$$$
_______$_____$$$_____________$$$______$
____$ $$$_____$_______________$_____$$$$$
_______$____________$$$_____________$
________$$_________________________$
______$$__$_______________________$_$ $
_____$$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$
__________$______$____$$$$$$$$$
__________$_______$__$$$$$$$$$$$
__________$________$_$$?$$$?$$$
________$$$$$$$_____$$$$$$$$$$$$$$$$
_______$$_____$$____$$$$$$$$$$______ $
______$$_______$$___$__$"?"$$________$
______$_________$$$$$__$$$$$__________$
______$_________$_____$$$$$$__________$
_______$________$____$$$__$$$________$$
سلام اپم ....زودبیا.....نظرم یادت نره
امتیاز: 0 0
http://deleasemooni.blogsky.com
ترانه | |
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 19:50
پس نظرمن کووووووووووووووووووووووو؟






امتیاز: 0 0
http://raze-gha3dak.blogsky.com
پاسخ:
تو خودت نیستی ما گله ای داشتیم!!

حالا یه نظرو دیر تایید کردیم اینقد گریه کردی که اشک ما رو هم در آوردی

هیییییییییییییی!!
ثریا | |
شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 12:20
سلام کاوه جان...
مرسی که سر میزنی...
خوبی؟
من که هستم شما آپ نمیکنی
امتیاز: 0 0
http://serina.blogsky.com
پاسخ:
سلام ثریای عزیز..

ممنون.. و باشه در اولین فرصت آپ میشم..

خودم | |
شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 14:30
سلام دوست مهربون
مرسی ازینکه ما رو فراموش نکرید
ما بودیم در همین حوالی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
زنده باشی نهال جان
ثریایی | |
یکشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 15:22
سلام مهرداد عزیز به وجود شاعران فاخری مثل شما وعلی محمدمحمدی عزیز وبهروزیاسمی عزیز افتخارمیکنم وازاینکه افتخارهمشهری بودن با شماها رودارم فوق العاده خداروشاکرم با اجازتون هم ازشعرهای جنابعالی هم علی محمد عزیز وبهروزیاسمی در وبلاگم استفاده کردم امیدوارم راضی باشین.
امتیاز: 0 0
http://ahd88.blogfa.com
پاسخ:
سلام..

مرسی از حضورتون..
درسته اینجا متعلق به شعر ها و خاطرات و نوشته های مهرداد عزیز هستش.. و مرسی که از این عزیزان یادی فرمودین..
ممنون از حضورتون..
سرفراز باشین
بهار | |
پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 14:22
سلام کاوه جون
میتونم ی سوال ازت بپرسم چرا به من میگی اهو اگرهم منودیده بودی شاید میگفتم به خاطر چشمام بهم میگی اهو ولی دوس دارم دلیلش رو بدونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

ممنون که همیشه تشریف میارین..

نمیدونم چرا همه میگن که اونا رو اشتباه گرفتم..!
نکنه تو هم میخوای اینو بگی؟!
بهار یکی از لینکهای وبلاگ منه که اسم واقعیش هم آهو هستش!
همین سمت چپ بگردی می بینی!

اگه اشتباهی شده عذر خواهی میکنم
جوجو | |
جمعه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 22:07
سلام خیلی ممنون بابت متنی که برام کذاشتی خیلی حال کردم
وممنون که سر زدی
امتیاز: 0 0
http://sprrow.blogfa.com
الهـــــه ی بـــاران | |
پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:36
خوشحالم
آنقدر که نمیدانم کدام یک از دردهایم را
فراموش کرده ام!

حافظ ایمانی
امتیاز: 0 0
http://elahebaran92.blogfa.com
پاسخ:
به راه چین به سنگی بر نوشته است:
که دوزخ عاشقان را چون بهشت است

فخرالدین گرگانی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد