X
تبلیغات
رایتل

با منی هنوز


نزدیک تر به من ز منی دورتر اگـــــر
نزدیک تر ز تو به تو مهجــورتر اگــر

حتی زمـــــانه بیش از این هم بخواهدم
محو جمــال چشـــم توام ، کــورتر اگر 

اینجا پر از چراغ شود شب که بگذرند
حتی دو چشم مست تو مستــــورتر اگر

زخـم عزیز غربت تو بهتر از دواست
گــیرم عمــیق و کهنه و ناســورتر اگر

شب ، فرصت تداعی زلف دراز توست
خوش تر که پر تلاطم و دیجورتر اگــر

بگـــذار تا به نام جنــــون باز هـــم شوم
رسوا، چنان کنون نه، که مشهورتر اگر

آمــــاده ی پذیرش مرگـــــم هنوز هــــم
بر اوج دار عشـق تو منصــورتر اگـــر

تو ، یار غار من شده ای ، با منی هنوز

سنگین تر از همــیشه و مغـرورتر اگــر






** یکی از دوستان به اسم مصطفی در کامنتی خصوصی شرح حالی از مادر نازنینشان را برایم نوشته اند از همه شما دوستان عزیزم خواهش دارم در این شبها برایشان دعا بفرمائید که انشالله بی نصیب نگردند…

تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 22:46 | نویسنده: کاوه | چاپ مطلب

(45)

خرید وبمانی | |
چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:01
سلام
وبلاگ خوبی دارین.
خواستی تبادل لینک کنی خبرم کنم.

عنوان: خرید وبمانی
لینک: http://www.PersianXchange.ir/
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه بار دیدم سوما به یکی از اینا پاسخ داده بود!!!!


مریم | |
چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:26
سلاااااااااااااااااااام
کجایین شما کاوه خان؟
امتیاز: 0 0
http://www.najvaye-tanhai.blogsky.com
پاسخ:
سلااااااام


در بستر بیماری...!!
بیتاملایی | |
پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 06:51
چه بیتابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری
چه بیتابانه تو را طلب میکنم برپشت سمندی گویی نو ذین که قرارش نیست
وفاصله تجربه ای بیهوده است
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جان خردمندان گوی خم چوگانت
بیرون نرود گویی کافتاد به میدانت

روز همه سر برکرد از کوه و شب ما را
سر برنکند خورشید الا ز گریبانت

جان در تن مشتاقان از ذوق به رقص آید
چون باد بجنباند شاخی ز گلستانت
نوشین | |
جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:39
آنکه فکر می‌کنی بدون او
هیچ گاه
روزهای بعدی‌ات نمی‌رسد ز راه
ناگهان
ماضی بعید می‌شود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
"هرگاه زندگی راجهنم دیدی
سعی کن پخته بیرون آیی،
سوختن را همه بلدند ."


سلام نوشین جان
خوش آمدی
Lهام | |
جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 16:35
چه قشـــــــــــــنگ

بگذار تا به نام جنون باز هم شوم

رسوا ، چنان کنون نه ، که مشهورتر اگر

عالیه عالی
امتیاز: 0 0
http://ChandLahzeBia2.mihanblog.com
پاسخ:
مرسی
fatemeh | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:22
امتیاز: 0 0
http://www.fatemehriki.blogfa.com
پاسخ:
مرسی
بیتاملایی | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:12
چه بی تابانه میخواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
چه بی تابانه تو رو طلب میکنم
برپشت سمندی گویی نوزین
که قرارش نیست
وفاصله تجربه ی بیهوده است
.........

بی نجوای انگشتانت فقط
و جهان از هرسلامی خالیست
احمدشاملو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
جالبه!!!!!!!
چون دیروز همین متن شما رو دوست نازنینم (جعفر) برام اس کرده بود!


تو،
در تمامِ زبان‌ها
ترجمه‌ی لب‌خندی،

هر کجای جهان
که
تو را بخوانند

گُل از گُلِ‌ شان می‌شکفد.



رضا کاظمی
رسول رضایی | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:43
سلام عزیز دل
شعر بسیار گویا و شورانگیز عمو مهرداد را خواندم
بی شک او بزرگ است و از اهالی امروز

به روزم
آمدن شما مایه سرافرازیمه
امتیاز: 0 0
http://www.rasoul-rezaei.mihanblog.com
پاسخ:
سلام

ممنونم از مهرت رسول جان
و تشکر بابت اینکه خبر دادین


{مثل تبلیغات بانک ملی حرف میزنین!
شایدم مراسمات ختم... درو از جون }
سمیرا | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 14:22
سلام دوست عزیز با این شعرت خیلی حال کردم دمت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دمت گرم و سرت خوش باد


خوشحالم که شما هم شعر دلنشین عمو مهرداد رو پسندیدین...
Darya | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 16:23
سلام
طاعاتتون قبول حق
مدتی بود فرصت ندشتم بیام نت
تشریف نمایرید به از جنس باران ؟
امیدوارم که خوب و سلامت باشید
التماس دعا
امتیاز: 0 0
http://azjensebaranam.blogsky.com
پاسخ:
سلام
مرسی
واسه شما هم قبول باش انشالله


خدمت میرسیم...
مهدیه | |
شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 17:15
سلام زیبا بود..
امتیاز: 0 0
http://www.mhnaji68.blogfa.com
پاسخ:
ممنونم
علی محمد محمدی | |
یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:33
سلام کاوه جان
سپاس از انتخاب قشنگ تو و شعر زیبای مهرداد !
همونطور که مستحضرید این غزل یکی از 55 غزل انتخابی من در مجموعه " غزل عشق است " از شاعران دیارم است!
وزن این غزل :

مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل هستش که مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف می باشد

الف) «مضارع» است زیرا از پایه«مفاعیلن فاعلاتن» بدست آمده است
ب) «مثمن» است زیرا از هشت رکن تشکیل شده است.
«اخرب» و «مکفوف» ش بماند که از حوزه بحث من خارج است اما بیشتر روی «محذوف» ش صحبت دارم
میدانی که محذوف یعنی اینکه
یک هجا از آخرین رکن حذف شده است
در واقع مهرداد با انتخاب این وزن برای محتوایی که انگار آن هم محذوف است و هر بار به " اگر... " خاتمه می یابد یک انتخاب هوشمندانه و عامدانه داشته است که باعث نوعی هارمونی وزن و محتوا شده است !

شاید در نگاه اول خوانش و درک شعر کمی سخت بنماید اما با جابجایی های کوچکی بسیار سهل الوصول می شود:
مثلاً بیت اول :

اگردورتر هم باشی باز نزدیک تر به من ز منی

یا این بیت:
محو جمال چشم توام ،
حتی زمانه بیش از این هم کورتر اگر بخواهدم

همچنین این بیت :

حتی اگر دو چشم مست تو مستورتر ( پنهانی) از اینجا بگذرند شب پر از چراغ می شود

و اینجا پرنگ تر ، جابجایی باعث زیبایی شعر شده:
شب ، فرصت تداعی زلف دراز توست
خوش تر که پر تلاطم و دیجورتر اگر

که اگر مصرع دومش را از اول به آخر بخوانیم به معنای شعر پی می بریم:

شب ، فرصت تداعی زلف دراز توست
اگر دیجورتر و پر تلاطم ! که خوش تر

و... از این دست !
در بسیاری از قسمت های شعر مخاطب به سرایش و برداشت شخصی خود از شعر واداشته می شود :

آماده ی پذیرش مرگم هنوز هم
بر اوج دار عشق تو منصورتر اگر[ بخواهی ام]
یا اگر [بشناسندم] یا اگر [ببینی ام]
امتیاز: 0 0
http://ermes-3.blogsky.com/
پاسخ:
به قول مهرداد:
"اگر قرار است نباشی ( زبانم لال )
خـــــلاص! "


هر چند که تلفنی بابت این کامنت مزاحمتان شدم اما هنوز جا دارد که بگویم "اگر تو نباشی..." چه کسی باید این "چراغ های چشم" شعرهای مهرداد که "مستور" مانده اند را روشن کند...

سپاس از لطفتان...



راستی عمو علی از طریق یکی از دوستان دلسوز و نازنینمان به تعداد کثیری از سایتها و صفحات گروههایی چون فیس بوک و غیره راهنمایی شدم که شعر "اتفاق" از مهرداد محمدی را از سروده های مرحوم نصرت رحمانی دانسته اند و وقتی به آن سایتها مراجعه کردم شعر را بدون کم و زیاد آنجا دیدم!
کامنتی مختصر برای همگی گذاشتم که اگر ممکن باشد نام کتاب یا اثری که استاد رحمانی این شعر را در آن ثبت کرده اند ذکر کنند اما متاسفانه هنوز کسی پاسخی نداده جز آقای علی که در پاسخشان که در پست "اگر قرار است نباشی" همین وبلاگ گذاشته اند باز به همان سایتهای مذکور استناد فرموده اند!!!



منتظر راهنماییتان در این مورد هستیم
موفق باشید و سایه اتان مستدام...
هیوا | |
یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 19:33
بـرای همیـشـــه پلمپ شـد !
بــه جـــرم ِ دوست داشـتن هـایِ بـی مـورِد
لـطـفـا" دیـگـر سـراغ آن نیـاییــد !
حــتـی بـا مـجـوز رَسـمـی از عقـل! . .





عید سعید فطر
امتیاز: 0 0
http://hivav.blogfa.com
هیوا | |
یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 22:14
فرشته فرستادم تا مراقبت باشه اما برگشت...پرسیدم چرا برگشتی؟گفت فرشته ها نمیتونن مراقب فرشته ها باشن ......20تافرشته تو دنیا هست که10تاشون خوابن 9تاشون دارن بازی می کنن یکیشون هم الان داره این پیامو میخونه..این پیام جک نیست واقعیته....فردا بهترین روز زندگیت خواهد بود. این پیامو به 10تا از دوستات بفرست.حتی به من بفرست..اگه 5تا برات برگشت یعنی دوباره واسه خودت فرستادن ، مطمئن باش کسی که دوسش داری سوپرایزت می کنه......
.
امتیاز: 0 0
http://hivav.blogfa.com
نوشین | |
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:18
سلام آقا کاوه خدا رو شکر که با شعرام یاد گرفتی بقول خودت کردی ایوانی بخونی

امجا هه بیوش حاتمی گنه
امتیاز: 0 0
http://7asheaneh.mihanblog.com/
پاسخ:
این رسم الخط ابداعی و بدعت وار چشممامو اینجوری Oo کرده...





دستتون درد نکنه...
| |
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 13:41
کاوه جانم
با همه ی لذتی که از خواندن نوشته های صمیمی
دوستان می برم صادقانه می گویم که هربار پست جدیدی میذاری با شتاب نور. سیاهه را نگاه میکنم که
ببینم از استاد علی محمد محمدی شرحی بدستت
رسیده یا نه ؟
آنوقت با ولع تمام و با غرور نا تمام یکبار و دوبار و
ده بار و خدا بار میخوانمش و قد میکشم از این که مرا
هم به حساب آورده اند و وقت گذاشته اند.
به جان زنده ی منزوی قسم این عین حقیقت چیزی است که در دلم میگذرد...
دست او و روی مهربان تو را می بوسم.

مهرداد ۷/۵/۹۲
تهران
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش چون ما
لحظه ها هم صبر و طاقت داشتند
کاش...



سلام بر عمو مهرداد عزیز..
این اشتیاق همه در نوشته شما جاریست و هم در دل من...

پیامهای ان روز را هم نگه داشته ام که اگر صلاح دانستید ویرایش بفرمائید که اینجا برای دوستان بگذارم...


به قول خودتون:
دوستتان دارم
ای ساده گان صبور
ساده گـــــان صبــــور...
صادق هلشی | |
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 21:31
بروزم نازنین
ومنتظر فروآمدن قدمهایت روی جفت چشمانم
برقرار باشی وسبز
امتیاز: 0 0
http://www.s-halashi.blogfa.com
پاسخ:
سلام صادق جان


خدمت رسیدیم و استفاده کردیم..
موفق باشی عزیز
خودم | |
سه‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:36
تو یار غار من شده ای/ اگر قرار است نباشی زبانم لال
می تونیم این دو بیت رو با هم ادغام کنیم خیلی بامعنی میشه
*کاوه جان در مورد کامنت اولی باید بگم خو چه اشکالی داره ادم به کامنت تبلیغاتی جواب بده ، بالاخره طرف زحمت کشیده برای همه سند تو آل زده. اینسان باید تشکر کنه دیگه
* در جواب کامنت پست قبلی هم بگم تا حالا چن تا کشته مرده دادم که خودم خبر نداشتم. من از دنیا بی خبرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به
به به...

این بیت که ویرایش فرمودین آنقدر قدرت داره که خواننده مجبور به دنبال کردنش میشه و درنهایت پایان ماجرا رو به خواست و سلیقه خودش در ذهن می سازه...
انصافا آفرین


من خودم به شخصه آخرشو اینجوری ساختم:
"تو یار غار من شده ای/ اگر قرار است نباشی زبانم لال...
لولو منو میخوره..!!"






وقتی دبیرستان بودم عموعلی قبل امتحانات ترم زحمت کشیدن که مثلا بیان و آمادگی منو واسه امتحان شیمی بسنجن..
یه چندتا سوال مطرح کردن و تا من جواب دادم خودشون حدود نیم ساعت به کاراشون رسیدن...
وقتی اومدن و پاسخ های منو دیدن خییییییییییییلی تعجب کردن!!
گفتن حتما یکی کمکت کرده...
منم گفتم نه به خدا فقط کار خودمه اونم بدون تقلب...


بنده خدا داشت شاخ در می آوورد...
گفت یه نفر ممکن نیست تنهایی بتونه این همه اشتباهو بنویسه!
الــــی...دختری که شع ـر شد.. | |
سه‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 13:40
چشمها – پنجره‌های تو – تأمل دارند

فصل پاییز هــم آن منظره‌‌‌ها گل دارند

ابر و باد و مه و خورشید و فلک مطمئنم

همــه در گردش چشــم تــو تعادل دارند!

تا غمت خار گلــو هست، گلــوبند چرا؟

کشته‌ هایت چه نیازی به تجمل دارند؟!

ممنون کاوه ...مثل همیشه حسن انتخابت را شادیم آقاااااااااااااا :)
امتیاز: 0 0
http://goodlady.blogsky.com
پاسخ:
سلام الــــــــــــی..


شعرهایی که انتخاب می کنی همیشه خاصن
مثل حرفهات، پستهات، نگاهت به آدمها و مثل خودت...
راحیل | |
چهارشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:03
رفتنـــ بهــانه نمیـــ خواهــد ؛

بهـانهــ های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود

کــافـیستــ ــ ـ!
امتیاز: 0 0
http://rahiljoooni.blogfa.com
سکوت | |
جمعه 11 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:55
تو را به راستی

تورا به رستاخیز

مرا خراب کن !

که رستگاری و درستکاری دلم

به دستکاری همین غم شبانه بسته است

که فتح آشکار من

به این شکست های بی بهانه بسته است ...

قیصر امین پور


امیدوارم حالتان بهتر شده باشد،گویا کمی گرفتار بیماری بودید...
امتیاز: 0 0
http://www.daryayebarani.blogfa.com
پاسخ:
مرسی
سلامت باشید

بهترم الحمدولله




آوار آرامش و سکوت
در ذهن جنگل انبوه
صدای چکمه‌های زرد
و پرنده‌های پریشان
هراسناک
و حکم این است:
تو آ...
آهسته‌تر
انسان تفنگ دارد...!
(از وبلاگ چکامه)
خودم | |
شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:32
برای مادر مصطفی جان میخام که خداوند مهربونم شفاشون بده
امیدوارم که زودی خوب بشن و ما هم خبرای خوب خوب بشنویم
"گفت یه نفر ممکن نیست تنهایی بتونه این همه اشتباهو بنویسه!" ینی منم کلی اشتباه داشتم منم تنهایی و بدون کمک و تقلب بوده ها
میدونی چیه ؟!! هر چی به ذهنم میرسه رو فورا تایپ میکنم و فرصت نمی کنم که یه بار دیگه ویراستاریش کنم
چونکه اینجا محیط مقدس اداری هستش و نمی تونم زیاد بیام نت و تو خونه هم داداشم کامپیوترو بغل گرفته و نمی زاره سایه کسی ازون ورا رد بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بابت دعایت برای مادر بزرگوار مصطفی ممنونم سوما جان...



بقیه متن هم اگه میشد سانسور میکردم..!
بیتا ملایی | |
شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 18:57
امیدوارم خداوند آن را بکند که مصطفی میخواد
التماس دعا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم بیتای عزیز


مصطفی داغ های زیادی بر دل داره...
خودم | |
یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 09:03
کاوه جان اصلا به فکر آبروی ما نیستی ها
همه مثال های شما به سوی من بر میگرده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب بده مگه؟!!!!!


دست من نیست
اینجا خیلی ها منتظر نظراتت هستن

خدا حفظت کنه که بساط این همه شادی رو روبراه کردی
avin | |
یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 20:15
دین مثل یه جفت کفش میمونه ... هر دینی که اندازه ات هست رو انتخاب کن،
اما من رو مجبور نکن که کفش تو را پام کنم...
امتیاز: 0 0
http://avinamour.blogfa.com
avin | |
یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 20:18
دین مثل یه جفت کفش میمونه ... هر دینی که اندازه ات هست رو انتخاب کن،
اما من رو مجبور نکن که کفش تو را پام کنم...
امتیاز: 0 0
http://avinamour.blogfa.com
پاسخ:
عالی بود
دردانه | |
دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:49
سلام بر کاوه عزیز
خوبی ؟
خسته نباشی و دست مریزاد از شعر زیبایی که از مهرداد عزیز گذاشتی البته همه شعرهاشون زیبا و خواندنی هستن ...
من هر شعر مهرداد رو چندین و چندبار خوندم و میخونم و هر دفعه هم که میخونم از دفعه قبل برام زیباتر و خواندنی تر
برای مهرداد عزیز و تو آرزوی موفقیت روز افزون دارم .
امتیاز: 0 0
http://kordsat.persianblog.ir/
پاسخ:
سلام مریم جان
خوبی
انگار خبری که بهت تبریک گفتم هنوز اینجا سکرته و من سوتی دادم
آخه تو جمع تبریک گفتم...

خودم | |
دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:28
اغا جان چشاتون قشنگ میبینه
دوستان همگی لطف دارن
اصلا اینجوری شد شام همگی خونه ما دعوتین
فقط لطفا، بی زحمت همتون پولا رو رو هم بزارید که نقدی حساب میکنم
خلاصه خودتون در جریانید که جهاز خریدن خیلی سخت شده اسم دوستان رو بگید که از همین تریفون از همگی تشکر کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام


خیلیا از ما درخواست نظرات شما رو دارن!!!!!!!
و بعضی ها هم ابراز لطف داشتن به خاطر پست شهر بازی شما...


از همین تریبون همگی هم از شما تشکر میکنن...
shabnam | |
دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 19:42
سکوت‏آب
مى‏تواند
خشکى ‏باشد و فریاد عطش:
سکوت‏گندم
مى‏تواند
گرسنه‏گى ‏باشد و غریو پیروزمندانه‏ى قحط:
همچنان که ‏سکوت ‏آفتاب
ظلمات ‏است ـ
اما سکوت ‏آدمى فقدان‏ جهان ‏و خداست:
غریو را
تصویر کن!
امتیاز: 0 0
http://shabnam101.blogfa.com
پاسخ:
توی دنیای خدا چیز غم انگیزی نیست
خوابِ بد دیده ای انگار گلم چیزی نیست
غزاله | |
چهارشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:20
سلام کاوه جان مرسی که سرزدی قالب نومبارک
آپ قشنگی بود
موفق وپیروزباشی
امتیاز: 0 0
http://parvanehastar1.persianblog.ir
پاسخ:
سلام غزاله جان


لطف داری...
| |
پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 13:56
سلام و درود.
مطالب و اشعارتون رو خوندم و لذت بردم.
با اجازتون میخام دعوتتون بکنم به یه وب
البته یه وب که خیلی بیشتر از یه وبه،یه احساسه،یه ترسه یه......
ما از ایدزی ها چقدر می ترسیم؟اصلا شده که فک کنیم علت این ترس چیه؟
وبلاگ ایدزی ها ساخته شد تا یه جورایی از بار روانی ایدز در جامعه بکاهیم.
تا یک ایدزی دردش ایدز باشد نه طرد شدن از جامعه ای بیمار
به نظر من درد یک ایدزی جامعه است،جامعه ای که خودش مبتلاست.
مردمی که روزگار سیاه و سفید خودشان را با آرزوی رنگ ها میگذرانند.دیروز سبز ،امروز بنفش و فردا خدا میداند چه میخواهند،این علامت ایدز جامعه است،ازمایش نمیخواهد و بیماران مظلومی هستند که در این میان بی رنگ می میرند و جان می سپارند.

لطفا لینکمون کنید و ما رو یاری دهید.
ما وجدان انسانی شما را مشتاقانه پذیرا هستیم.
منتظرتون هستیم.
امتیاز: 0 0
http://hiv2013.blogfa.com
پاسخ:
سلام

با آرزوی سلامتی برای همه...
فرهود | |
جمعه 18 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 15:29
سلام من 2باره برگشتم....
امتیاز: 0 0
http://da3tanak.mihanblog.com
پاسخ:
سلااااااام بر فرهود مفتونی عزیزم..
خوش آمدی فرهود جان

و خوشحالم که برگشتی..
جای خالیت را هیچ کس پر نمی کرد!!
میم مثل مریم | |
شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:55
ناب ترین دعا هایم را بر عرش کبریا میگذارم؛تا همای سعادت بر زندگیتان لانه کند
استاد عزیزم عیدتان مبارک
امتیاز: 0 0
http://ashkeghalam2.blogfa.com/
پاسخ:
سلام

ممنون بابت همای سعادتتان...


استاد نیستن فعلا میم مثل مریم عزیز
افسانه | |
شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:51
سلام برادر خوبم

عیدتون مبارک

بی دلی هم عالمی داره کاش هیچ وقت دلی نداشتیم تا نشکنه...نسوزه...تنگ نشه...!!!
امتیاز: 0 0
http://gtale.blogsky.com/
پاسخ:
سلام افسانه جان

عیدت مبارک
الــــی...دختری که شع ـر شد.. | |
شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 21:44
از خـــــوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم

ایــــن روزها هوای تــــو افتــــاده در سرم

هر سایه ای کـــه بگذرد از خلوتم...تویی

افتاده ای به جــــــان غـــــزل های آخرم

گاهی صــــدای روشنت از دور می وَزَد

گاهــی شبیه مـــــاه نشستــی برابرم

یا رو بـــه روی پنجـــــــره ام ایستاده ای

پاشیده عطـــــــر پیرهنت روی بستـــرم...

نزدیکِ صبـــــح، کُنـج اتاقـــم نشسته ای

لبخند می زنی و من از خواب می پرم...!

عیدت قشنگ و مبارک کاووه :)

خاصی از خودتونه :)
امتیاز: 0 0
http://goodlady.blogsky.com
پاسخ:
سلام الــــــــــی...


عیدت مبارک خانم
و ببخش اگه این روزها شتاب عقربه ها مجال خواندنت را از من گرفته اند..
باران | |
شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:51
تو ، یار غار من شده ای ، با منی هنوز

سنگین تر از همــیشه و مغـرورتر اگــر


زیباست بسیاران
امتیاز: 0 0
http://raoof.blogsky.com
پاسخ:
سلام جناب ایران نژاد عزیز


سبزمان فرمودین
shabnam | |
یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 13:51
بهترین لحظه های روز و شبم
لحظه های شکفتن سحر است
که سیاهی شکسته پا به گریز
روشنایی گشوده بال و پر است
امتیاز: 0 0
http://shabnam101.blogfa.com
فرهود | |
یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 19:30
از وقتی که واسه کنکور ادبیات میخوندم(به خصوص قرابت و آرایه ) بیشتر از ابیات عاشقانه خوشم میاد.....
نه اینکه عاشق شد باشم ها!!!!)
این "اگر" های قافیه هم خیلی جالب بود..
امتیاز: 0 0
http://da3tanak.mihanblog.com
پاسخ:
بله
اتفاقا جایی یکی از دوستان همین موضوع رو به عمو مهرداد گفته بودن که این اگر ها...


نه اینکه چی...؟؟!!!!!!!
شادی | |
دوشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:10
سلام کاوه جان ممنون که به یادم بودی.و امیدوارم حال مادر دوستتمخوب بشه.
امتیاز: 0 0
http://shadi55.blogfa.com
پاسخ:
سلام شادی عزیز

و ممنون بابت دعای قشنگت...
shabnam | |
دوشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 14:24
روز بگذشته خیالست که از نو آید
فرصت رفته محالست که از سر گردد
کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود
پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس بر گردد... پروین اعتصامی
امتیاز: 0 0
http://shabnam101.blogfa.com
shabnam | |
سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:02
عشق پرواز بلندی‌ست مرا پر بدهید
به من اندیشة از مرز فراتر بدهید
من به دنبال دل گمشده‌ای می‌گردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید
تا درختان جوان، راه مرا سد نکنند
برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید
یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی‌در و پیکر بدهید
آتش از سینة آن سرو جوان بردارید
شعله‌اش را به درختان تناور بدهید
تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید
عشق اگر خواست، نصیحت به شما، گوش کنید
تن برازندة او نیست، به او سر بدهید
دفتر شعر جنون‌بار مرا پاره کنید
یا به یک شاعر دیوانة دیگر بدهید
[گل]
امتیاز: 0 0
http://shabnam101.blogfa.com
پاسخ:
مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده ای است
که هرچه هست ندارم که هرچه دارم نیست
خودم | |
سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:01
کدوم شهربازی؟
اهان شهر بازی
یادم اومد
یادم اومد
خدایش صحنه وحشتناکی بود
تا 2شب بعدش همش کابوس کشتی صبا رو میدیدم
تو خواب که بدجوری افتضاح شد .......لطفا سانسور شود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوستان عزیز لطفا با سانسور بخوانند...
میم متل مریم | |
سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:42
فراموش شدنی نیستی
مانند ماه که با هیچ دستمالی از شیشه پنجره پاک نمی شود
امتیاز: 0 0
http://ashkeghalam2.blogfa.com/
پاسخ:
قصه ی تو ٬ قصه ی من ٬ قصه ی تگرگ و شبنم
قصه ی برف و شراره ! قصه ی دشنه و مرهم

قصه ی من ٬ قصه ی تو ٬ قصه ی تلخ دوباره
قصه ی پلنگ عاشق ٬ قصه ی صید ستاره
elahe | |
دوشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 23:04
شعره قشنگیه
اون اقا ایشالا مادرشون خوب شه ایشالا
امتیاز: 0 0
http://barobaxbahal4riazi.mihanblog.com
پاسخ:
مرسی الهه خانم


ممنون از دعای خیرتون
و از طرف مصطفی هم تشکر میکنم..
تارا | |
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 16:11
با سلام حضور آقا کاوه عزیزمان.

بگذار تا به نام جنون باز هم شوم
رسوا چنان کنون نه که مشهورتر اگر

تو یار غار من شده ای با منی هنوز
سنگین تر از همیشه و مغرور تر اگر

این غزل واقعا زیبا و تکنیکی سروده شده است.
هماهنگی و تارو پود منسجم در وزن و محتوای آن نمایانگر چیره دستی شاعر گرانمایه آن میباشد.

سلامتی روز افزون ایشان و البته شما آرزوی ماست.


تارا
19/9/92
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام تارا
بسیار ممنونم از این همه محبتت
از عمو مهرداد قول گرفته ام برای دیدار تو نازنین


قربانت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد