چرا چنین شده ای که جهان به کام تو نیست
و رنگ و بویی از آن عشق در کلام تو نیست
چرا شبیه همیشه میان خلوت ما
برای خواندن شعری طنین گام تو نیست
مرنج اگر نرسیدی به آرزوی دلت
تو عاشقی و به جزعشق در مرام تو نیست
تو را چنان که تویی مثل خویش می فهمم
که ماه خواب و خیا لت شریک شام تو نیست
بگو دوباره بگو از نگار و یار و بهار
که روزهای نرفته تهی زنام تو نیست
خمار یک غزلم من چنان که دل ببرد
شراب شعری از آن سان به جز ز جام تو نیست
بیا دوباره برایم زغربتت بنویس
که در صبوری و دوری مرا دوام تو نیست
وحی که در درد پخته می شود آرام می گیرد. احساسی که در هیچ گوشه ای از هستن آرام نمیتواند یافت ، آرام میگیرد . کسی که میداند کسی از راه نخواهد رسید به یقین می رسد . غم هنگامی بی آرامت می کند که دلواپس شادی هم باشی، آرامش غمگین! سکوت بر سر فریاد . سکونت گرفتن در طوفان !
تو را چنان که تویی مثل خویش می فهمم....
چقد این مصرع شعرشو دوست دارم
سلام قشنگه و لطیف
مقسی
تو را چنان که تویی مثل خویش می فهمم
از این مصرع خیلی خوشم اومد
جالبه.. ندا هم از این مصرع خوشش اومده
سلام کاوه عزیزم !!!!!!!!!!!!!!!!
لینکت کردم دوباره
امیدوارم که دوباره غیبت نزنه
دوستت دارم ماه پیشانو
ممنونم.. افتخاریست..
آرزوی محالی نیست که عشق همچون گل های مریم بی هیچ محدودیتی عطرش را در سراسر زندگیمان پراکنده سازد !!!
------------------------------------------[قلب]
-----------سلاااااااام دوست عزیز----------------[قلب]
-------------------------خوبـــــــــــــــــــــــــــی؟-------------[قلب]
----------------وبلاگ دوست داشتن عاشقانه به روز شد--------------[قلب]
--------------------------منتظر حضور قشنگت هستم-------------------------[قلب]
-------------------------------------------------------------------[قلب]
--------------شــــــــاد باشـــــی-----------------[قلب]
-------------------------------------------[قلب]
درود
بسیار زیباست.....سپاس
سلام
سلام بر غزل مهربان
کاوه دوباره مثل اون موقع نشو دیگه آپ کن منم آپم
کدوم موقع!!؟؟!!
سلام
وقتی به تو فکر می کنم به طاعون می ایی
خوش امدی
خوب کردی امدی
گذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
سلام خیلی به دلم نشست مرسی از شما
موسیقی وبلاگ هم عالیه
ببخشید با تاخیر خدمت رسیدم دوست عزیزم
قالبتون هم زیباست
سلام..
لطف داری مستانه جان..
و خوش آمدی
خیلی دوسش داشتم این شعرو
همه ی خطاش رو خیلی دوس داشتم
آفرین برادر کاوه
درود بر تو..
همیشه به ما لطف داشتی ساره جان
دنیا کی به کام ما بوده که این دومی باشه
ای دل غافل
ای
ای
ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت
گر نکاری گل من!
علف هرز درآن میروید،
زحمت کاشتن یک کل سرخ .
کمتر از زحمت برداشتن
هرزگیه آن علف است
باز با دردم مداوا می کنم
با دل دیوانه ام تا میکنم
می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم
با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم
شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم
باز هم امروز و فردا می کنم
سلام


اپ کردین
خبرم نکردی چرا
سلام..
دوست دارم خودتون بیاین..
دوست که دعوتنامه نمیخواد...
من از تاریکی شبهای فردا سوز میترسم
از این تنهایی تکراری هر روز میترسم
من از شب سایه های پشت هر دیوار میترسم
از این تخریب و فرسایش از این آوار میترسم
"قـسمــت بـــود" ،
کـــه تـــا دل سپــــردم ، دیــگــر نـبــاشــی!
ایــــن تـنـهــــا حــــرفـــی سـت
کـــه نـبـودنـــــت را ؛
تـــوجـــیـــح مـــی کنــــــد!
شـــایـــــــد هــــم ، مـــــرا آرام ..... !
عالیـــــــــــــ بود

خیلی قشنگ بود .....
مرنج اگر نرسیدی به آرزوی دلت
تو عاشقی و به جزعشق در مرام تو نیست
اول ازهرچیزسلامی میکنم



جان ناقابل فدایت میکنم
گرنداری جان ناقابل قبول
جان فدای نام پاکت میکنم!!!
سلااااام
بالاخره اووومدم
چیه؟
درسته یکم دیراومدم خوب حالاکه تحویل نمیگیری میخوای برم؟؟
فقط خواستم بگم این خردرونمه که دوست داره وگرنه خودم ازت متنفرم
آهسته می خوانمت،
از خطوط ِ خاطرات کهنه!
که در شبهای دی ،
به انتظار فرداشدن،
خاموش مانده اند!
می خوانمت ،
از برودت ِ فاصله ای که سکوت ِ دلتنگی را
در وسعت ِ پنجره فریاد می کند !
می خوانمت....!
چه زیبا..
؟
فـرهنـگ لـغـتهــا
نـیـاز بـه ویــرایــش دارند
بـرای مـعنی دلـتـنـگی
احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,
دلتنـگی یــعنـــی
تـــو . . .
سلام کاوه جان خوبییییییی؟ کجایی بی معرفت؟!


قبلنا یه خبری ازمون میگرفتی!
حالا من امتحان دارم نیستم تو چی؟ توام امتحان داری؟!
شعر قشنـــــــگی بود مثل همیشه
اینکه گاه می خواهم کز تو دست بردارم



حرف سرد مهری نیست، مشکلی دگر دارم
دور از من باش
اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور میترسم
پسندیدیم..
بیا دوباره برایم زغربتت بنویس
که در صبوری و دوری مرا دوام تو نیست
چیزی بگو بگذار تا همصحبت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم
ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم
تاب آوری تا آسمان روی دوشت را
من هم ستونی در کنار قامتت باشم
از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر
تا رخنه ای در قلعه بند فترتت باشم
سنگی شوم در برکه ی آرام اندوهت
با شعله واری در خمود خلوتت باشم
زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است
وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم
صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود
بگذار همچون آینه در خدمتت باشم
در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد
معشوق من ! بگذار زنگ ساعتت باشم
حسین منزوی
سلام


قالب وبلاگتون بسیار عالی هست
خیلی قشنگه
ممنون که بهم سر زدید
من نتم قطع هست
بعدامتحاناتم وصل میکنم
موفق باشید
سلام..
مقسی مینا جان..
خوش اووووووووومدی عزیز
چه خاطره ای ؟؟؟
نمی خوای بگی ؟
خوب بیا بگو دیگه
دلتنگی بد نیست , یادگاریست از آنهایی که دوستشان داریم و دورند
آهنگ وبلاگت قشنگه
ز مهر دوستان در خاطرم یادیست! اگر چه فاصله بسیار ، ارادت همچنان باقیست..!
ممنونم کاوه جان
ای بابا من آخر سر مشکلم با این آدرس گذاشتن تو وب شما حل نشد!
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این کار ندانست در انکار بماند
سلام کاوه جونی
کارت دارم
یه اتفاق جدید افتاده که باید بهت بگم
تو کی میای ؟
همیشه غمگین ترین و رنج آور ترین لحظات زندگی آدم

توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین و به یاد
موندنی ترین لحظا ت روبرای آدم ساخته
شعر زیبایی بود دستتون درد نکنه
سلام
آقا کاوه نیستی بهم سر نمیزنی
خوش میگذره
اگه از حال ما هم جویا باش
باید بگم ب حالم دعا کن
شعر خیلییییییییی قشنگی بود
در پناه حق....
سلام سمیه جان..
هستم
اتفاقی افتاده؟!
پس تو کجایی ؟؟
سلام کاوه جان
مرسی به خاطر انتخاب این غزل !
مهرداد تو کتایش این غزل رو به من تقدیم کرده !
حس عجیبی به من دست می دهد از خواندن این غزل چرا که بیت بیت آن رئال است و اشاره دارد به آنچه بین ما می گذشته!
به هر حال .....
هیچی دستتون درد نکنه !
بدرود !
درود عمو علی عزیزم..

شکر که اومدی..
اولش فک کردم که چه کار بدیه که اسمتونو زیرش ننوشتم و این توضیحات قشنگتر رو که خودتون بیشتر خبر دارین -از غزل و لحظه های واقعی که در اون موج میزنه ..! -
اما.. مث اینکه زیادم بد نشد
لااقل واسه من و گنگ خوابدیده!!
که قصور غیر عمدی باعث شد خطی و یادگاری زرین ازشما رو (هرچند از روی ملامت) قاب بگیرم..
دوستت دارم
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .
به روزم
ما بیشتر
میدونی چیه کاوه جان من تو رو با یه عزیز دل انگیز دیگه ای اشتباه گرفته بودم

آپم بدو بیا
نمیدونم..!!

این روزا همه میگن که منو اشتباه گرفتن
شایدم..
تو می دانی آن ها که از چشم می افتند ،
دقیقاً کجا می افتند ؟!
دنبال خودم می گردم !
چیه؟این همه شکلک گذاشتی که چی؟؟؟؟؟
نکنه نتونستی جواب بدی؟
بلا...
نکنه فک کردی میتونم جواب بدم
راستی
خوبی تو؟
خیلی به دلم نشست. ممنون از شعر زیباتون.
موفق باشید.
گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی.....
عکس هایت همه با لبخند اند.....
و نمی دانست عکاس که می گوید سیــــــــــــــب....
من یادِ حماقتِ آدم می افتم و پوزخند می زنم.....!
تموم سعیتو نو نکردید برای حدس زدنا
چیکار کنم.. جایزه اش بزرگه آخه..!
میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست .
سلام
ممنون بهم سر می زنید
چرا آپ نمیکنید ؟
منتظریم
سلام
آهنگ وبلاگتون خیلی قشنگه و حال و هوای امشب منه. بارون هم داره اینجا می باره.
آهنگتون نذاشت شعر قشنگتون رو بخونم. چشام پر اشک شد....
مهرداد میگه:
ــــــــــــــــــ
ژولیده
بی حوصله
بی اعتنا به خواب
بی حرفی از ترانه و
بی میل نان و آب !
این
گفتگوی هر شب آیینه و من است
حداقل یه موضوع کوچولو بزارید که نیستین ما بحث کنیم
اینجا خیلی سکوته و ساکت
دلم گرفته از این شهر و مردمان حسودش
دیگر چه فرقی می کند برام بود و نبودش!
ـــــــــ
salam kave
man nemitonestam biam
kollan nabodam
delam vase webet tangide bood
hamintor vase sheraye amoo mehrdad
merc ke sar mizadi
سلام مونا جان..
مرسی که سر زدی..
چرا نبودی؟! ایشالا که سلامت و موفق باشی