من سکوت خویش را گم کرده ام ! ای سکوت... ای مادر فریادها... گم شدم در این هیاهو... گم شدم! تو کجایی تا بگیری داد من؟! گر سکوت خویش را میداشتم زندگی پر بود از فریاد من...
سلام Psyho !!!
خوبی آقا؟؟
عشق؛ هر لحظه میآید و میتکانَد زلزله، گاهگاهی...
من هم که نگفته بودم کدوم بدتره یا ........منظورم از بهتر این بوده که گفتم شاید اون جوری قشـــــــــــنگ تر باشه !بهتر=قشنگ تر ومنظور از تنوع هم این بوده که همیشه به قول خودت لغت به لغت معنی شده گفتم این جوری با بقیه فرق داره یا همون تنوع!
وسعت دوست داشتن را اندازه نگیر... زیادش هم کم است... تنها با آن سیراب شو... رشد کن... شکل بگیر... و کامل شو... خودِ دوست داشتن مهم است... نه زمانش... نه پایداری اش... نه مالکیتش... و نه حد و حدودش... سرت را بالا کن... نگاه کن... دوست داشتن خدا را ببین… یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی...
********************* یک سلام ویژه و خوشمزه به شاعر خوش قلب و با احساسمون...
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه بایدها... مثل همیشه آخر حرفم وحرف آخرم را با بغض می خورم عمری است لبخندهای لاغر خود را دردل ذخیره می کنم: باشد برای روز مبادا!
مهدیــ....
چهارشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1392 ساعت 15:12
نعععععععععععع بهتر نبود!!!! آدم هایی مث تو میان ایراد میگیرن ......... بعد واسشونم توضیح میدی می خندن!!!!!
توهم که مثل عموجونت نمیای تو وب خودمون جواب کامنت ها رو بدی باید خودمون تشریف بیاریم.!!!!!!! مثلا خودتون بیاین چی میشه؟؟!!!!!!
تو ســـــــــ ـکوتـــ میــ ـکنیـــ و فریــ ـاد زمانمـــ را نمی شـــ ـنویـــ ! یـــ ـکــــ روز ! منــ ســـ ـکوتـــ خواهــــ ـمــ کرد و تو آنــ روز ...برایــ اولیـــ ـنـــ بار مفـــ ـهومــ "دیر شــــ ـدنــ " را خواهـــــ ـیـ فهمید
یادش بخیر شاعرشیرین سخنی که میفرمود: دیشب به ناز جلوه گری داشت ماه من با یک اشاره زد به خرابات راه من آن شب نگاه خویش نپوشانده بود وعشق آیا گناه اوست بگو یا گناه من؟!
آرزومند آرزوهایتان
انارها می دانند چقدر سرخ می شوی وقتی هزار قلب تپنده در تو باشد
ترنمی از باران .. خیالی از عشق .. خیس بودن در عالم رفاقت .. مست بودن در راه زندگی .. مست دوست ، مست باوری که همیشه در رویای اوست .. مست در مست ، برای انچه که در من هست .. روزنه ای برای عبور .. در پیچ و خم های زندگی .. برای رسیدن ، به هوایی تازه .. باوری نو ، حسی گرم ... برای به آغوش کشیدن زندگی .. در اتحاد و همدلی ... عبور از مرز تنهایی ، برای بیشتر بودن.. درکنار هم ، با هم ... در رویایی تا............. ¬.. آسمان ..
امام محمد باقر علیه السلام میفرمایند: اگر مومنی را دوست دارید او را از آمدن ماه رجب با خبر کنید.
سالروز خجسته میلاد پنجمین ستاره درخشان امامت و ولایت، حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) و تقارن آن با حلول ماه پر فضیلت رجب، ماه تهیّا و آمادگی برای ورود به ماههای پر خیر و برکت شعبان المعظم و رمضان الکریم، و ماه نیایش و روزهای بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد...
... ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم.... . . . بسیار زیباست/سپاس
سلام عمو مهرداد جایی برام تعریف میکرد که چقدر به شعرهای شاملو و صالحی و… علاقه دارن و همیشه به نوعی قصدش ادامه این راه بوده… شک ندارم دیدن کامنتی با عنوان "ری-را" برایشان تداعی زیباییست
سلام کاوه جان دست گلت درد نکنه که شعر کوتاه و در عین حال شگفت انگیزی از مهرداد رو بابت این پستت بر گزیده ای !
عاشق به حرف مردم بی اعتناست ! او هر آنچه دلش می گوید را عمل میکند ! دیگر اهل ملاحظه و محافظه کاری نیست ! او حتی زیر باران می رود ! بی چتر ، بی سایبان ..
دو سطر آخر شعر خود دنیایی ست پر رمز و راز ! این اتفاق می تواند هم باران باشد که نتیجه اش روییدن عشق است هم افتادنی از نوع بر نخاستنی ! هم یک تغییر برگشت ناپذیر و بقول ما شیمیایی ! و این همان عشق است از ازل تا ابد
قربانت
سلام استاد دیگر انگار حوصله نوشتنتان هم نمانده! یا شاید ایام درس و امتحانات نمیگذارد که ما را مفتخر بفرمائید ممنونم که نظرتونو راجع به این پست و پست قبل گفتین چرا که شاید گزاف نباشد اگر بگویم از همه بیشتر شما با عمو مهرداد و روحیات و حرفهاشون و منظور مفهوم این نوشته ها مانوس و حتی عجین هستید و شنیدن این توضیحات از زبان شما برایم شیرینی و جذابیتی دارد در حد خود شعر…!!
سلام عزیزم

واقعا عالیه که نظرت نسبت به زندگی انقدر قشنگه ممنونم که اومدی بازم بهم سر بزنننننننننن
دستت را به من بده از آتش بگذریم.
آنان که سوختند همه تنها بودند." زرتشت"
سپاس از حضورتون
انسانها تنهائیت را پر نمیکنند ...
فقط خلوتت را میشکنند
هر چه انسانهای اطرافت بیشتر باشند،
خلوتت آشفته تر
و
تنهائیت تنهاتر میشود ...
خوش آمدید
به سراغ من اگر میایی دگر آسوده بیا....
چند وقتیست که فولاد شده،چینی نازک تنهایی من....
آنقدر آرامم ،
که شک دارم به بودنم !
ترسم نه از طوفان ،
از مرداب شدن روحی ست
که هم قافیه ی پرواز
ترانه می سازد !!!
ستاره ها هیچگاه از خاطر اسمان نمیروند بگذار دل من
اسمان باشد و یاد تو ستاره....
غریق نجاتم میشوی
وقتی که پلک میزنی
و آنگاست که می فهمم
خدا پلک را برای چه آفرید!
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم...
مرسی خیلی زیبا بود
کوزه در دست پیش می آید
یک نفر مست پیش می آید
عاشقی جرم نیست ای مردم
"اتفاق" است پیش می آید
سلام ماما…
روزتان مبارک
مانا باشی و ماما…
روز خوش
زندگی فرصت نیست ..//
تجربه ایست از دیروز و امروز ..//
تا بدانیم ما حقیقت نیستیم..//
تنها یک خاطره ایم و بس .!//
خاطره ای خوش باشی [لبخند]
سلام
بسیار زیبا
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم!!!!!!!!
آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رؤیا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکرده ایم
(سید علی صالحی)
بیا با هم دست اتفاق ها را بگیریم تا نیفتد

بگذار مهربانی ها را لای پارچه لطیف بپیچیم و در صندوقخانه دل بگذاریم
از دست مردمان نا اهل
سلام کاوه خان
بسیار تامل برانگیز
دست مریزاد
سلام
ممنون از توجه و کامنت زیبات
چقدر قهوه ی تلخ خوردم وُ
فال ِشیرین گرفتم
و ندانستم
که آمدن ِتو
نه فال وُ قهوه
بلکه خواست وُ اراده می خواهد
سلام آقا کاوه باز هم مثل همیشه عالی بود
سلام نوشین جان
ممنون از لطف همواره ات به این وبلاگ
چقدر حیف شد ترجمه آن سطرها…!
سلام دوست عزیز
زیبا بود
سلام
ممنون
سلام ودرود
مرس از حضورت کاوه جان.
خواهش می کنم قابلی نداشت.
اره درسته باید لغت به لغت باشه،موافقم ،اما گفتم شاید اینجوری بهترباشه یا شایدم تنوع!
راستی ممنون بابت اظهار نظرت ،خوب بود خوشم اومد از
تکس کوتاهی که نوشتی و....
بازم مرسی از اومدنت بدرود
سلام مهدیه جان

سپاس از لطفت و کار زیبایی که ارائه کرده بودی...
البته باید بگم که منظور من بهتر یا بدتر بودن هر کدام از روشها نبود!!
تنوع؟؟!!
بازم ممنونم...
اشتباه من املایی بود،من فقط اورا همدرد نوشتم.گویا او هم،درد، بود...
من سکوت خویش را گم کرده ام !
ای سکوت...
ای مادر فریادها...
گم شدم در این هیاهو...
گم شدم!
تو کجایی تا بگیری داد من؟!
گر سکوت خویش را میداشتم
زندگی پر بود از فریاد من...
سلام Psyho !!!
خوبی آقا؟؟
عشق؛
هر لحظه میآید و میتکانَد
زلزله، گاهگاهی...
سلام
خدایا...
من را که آفریدی گارانتی هم داشتم؟؟؟
قلبم دیگر کار نمیکند.
سلام و مهر عزیز دل
با 2طرح به روزم
شما دعوتید به شب نشینی خاطره هایم[گل]
چقدر این شعر مهرداد خوبه واقعا افتخار میکنم به همشهری بودن با استاد محمدی عزیزمز
لطف داری عزیز دلم
درودبرشما
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم!
افرین
*قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! این باران است که باعث رشد گل ها می شود نه رعد وبرق..*
سربلندبمانید.
سلام مجدد
منظورم از بهتر این بوده که گفتم شاید اون جوری قشـــــــــــنگ تر باشه !بهتر=قشنگ تر
من هم که نگفته بودم کدوم بدتره یا ........
ومنظور از تنوع هم این بوده که همیشه به قول خودت لغت به لغت معنی شده گفتم این جوری با بقیه فرق داره یا همون تنوع!
خدا وکیل همون کردی رو میذاشتین بهتر نبود؟!!!
شوخی بود...
در هر صورت کار قشنگی بود
موفق باشی
خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی را دارم…
و تو چون خود نداری…
از آدما دلگیر نشو...
نیش زدن طبیعتشونه...
این ها سالهاست که به هوای بارانی میگویند: خراب !
وسعت دوست داشتن را اندازه نگیر... زیادش هم کم است...
تنها با آن سیراب شو... رشد کن... شکل بگیر... و کامل شو...
خودِ دوست داشتن مهم است... نه زمانش... نه پایداری اش... نه مالکیتش... و نه حد و حدودش...
سرت را بالا کن... نگاه کن...
دوست داشتن خدا را ببین…
یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی...
*********************
یک سلام ویژه و خوشمزه به شاعر خوش قلب و با احساسمون...
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
نعععععععععععع بهتر نبود!!!!


آدم هایی مث تو میان ایراد میگیرن .........
بعد واسشونم توضیح میدی می خندن!!!!!
توهم که مثل عموجونت نمیای تو وب خودمون جواب کامنت ها رو بدی باید خودمون تشریف بیاریم.!!!!!!!
مثلا خودتون بیاین چی میشه؟؟!!!!!!
میگن عصر
عصر ارتباطاته
چرا دروغ میگن
کی با کی در ارتباطه ؟!؟
همه تنهان ...
کملا درست است ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم...
ولی آیا چه اتفاقی قرار است به دست ما بیفتد؟!
این فرصتی است که زندگی به ما می دهد...
کاغذ های قراردادی کثافت زده جیب من و تو
باید جمع می شد تا
پدرش دود
مادرش دم
خودش هم
سهم کوچکی را تلخ و شور ببلعد
تو ســـــــــ ـکوتـــ میــ ـکنیـــ و
فریــ ـاد زمانمـــ را نمی شـــ ـنویـــ !
یـــ ـکــــ روز !
منــ ســـ ـکوتـــ خواهــــ ـمــ کرد و
تو آنــ روز
...برایــ اولیـــ ـنـــ بار
مفـــ ـهومــ "دیر شــــ ـدنــ " را خواهـــــ ـیـ فهمید
اسم ماه که میاد دلم برکه ی مهتاب میشه..
یادش بخیر شاعرشیرین سخنی که میفرمود:
دیشب به ناز جلوه گری داشت ماه من
با یک اشاره زد به خرابات راه من
آن شب نگاه خویش نپوشانده بود وعشق
آیا گناه اوست بگو یا گناه من؟!
آرزومند آرزوهایتان
انارها می دانند
چقدر سرخ می شوی
وقتی
هزار قلب تپنده
در تو باشد
از: مونا اکبریان
سلام.. شعرهای بسیار زیبایی ازتون خوندم و لذت بردم
مخصوصا غزل های زیباتون..
به ماهم سر بزنید استاد
سلام و سپاس از مهرتون
متاسفانه عمو مهرداد خودشون به دلایلی نمیتونن مستمر اینجا حضور داشته باشند و این رسالت رو به من بخشیدن خوشبختانه…!
ماشاالله به این حواست ،به زنم به تخته خوب حواست جمعه!!!!!!!!
نه انجا جواب میدی نه اینجا؟!!!!!!!
بابا نخواستیم!!!!!
والا نمیدونستم چی جوابتو بدم!!
از خواهرم کمک گرفتم…
از خواهرت کمک گرفتی بعد اونم گفت:وله که کره هه جواویو میه........!!!!
نه مهدیه جان
این لحن…!!
فقط گفتن که ایشون هم چیزی برای گفتن ندارند…
من از این قسمت و تقدیر بدم می آید
و از این واژه ی دلگیر بدم می آید
پر پرواز مرا روی پریدن بستند
چقَدَر از غل و زنجیر بدم می آید
به قرارم نرسیدی تو،ولی فهمیدم
که چرا از خبر دیر بدم می آید
چقَدَر تشنه ی آغوش تو هستم بانو
نگو از عاطفه ی پیر بدم می آید
و پر از سفره ی خالی شده ام باور کن
به خدا از شکم سیر بدم می آید
شده روباه در این جنگل زیبا سلطان
من از این جنگل بی شیر بدم می آید
من خرداد شده روح بهاری دارم
و ز شهریور و از تیر بدم می آید
تو خودت با دل سبزت به خیالم برگرد
من از این واژه ی تقدیر بدم می آید
شعری از استاد رضا جمشیدی تقدیم به آقا کاوه ی عزیز بپاس مهربانیشون
لطفتان مستدام
از شهد این شعرها مینوشید
ک نوشته هایی به آن حلاوت از قلمتان جاریست…
زیبا بود
ممنون
امروز جایی خوندم که اتفاق نمیفته ...پرت میشه....
وقتی بیفته میشه گرفتش
اما وقتی پرت بشه....!
فک کنم بازم بشه گرفتش اما نمیدونم چرا نمیتونیم بگیریمش
فک کنم سرعتش زیاده
باران که بیاید کاری از دست هیچ کسی بر نمی آید...
:)
خانم شعر مهرداد به اندازه کافی عمیق هست…
شمام تحلیل کنین ببین چی میشه
فک کنم نظرو ادامه میدادی به چندتا فرمول میرسیدیا…!!
این شعرو 2سال پیش از دوست مهرداد شنیدمش،یعنی برام خوندش،خاطرات تلخ گذشته جلو چشام رژه رفت.
عشق گاهی می تواند بیش از اینها ساده باشد
میتواند با تو در این بیت ها رخ داده باشد
عشق شکل ناشناسی در خیابان شلوغی
می تواند ناگهانی اتفاق افتاده باشد
و عجب اتفاق نامیمونی هست این زندگی
موفق باشی دوباره هم سر بزن
چشمها را باید شست…
ممنونم
باشه حتما میام
سلام
به روزم
خوشحال میشم سربزنی
باشه
سلام آقا کاوه به نقد شعرم دعوتی
مرسی ک خبر دادین
شعرهای زیبایی آنچنان…!
اومدم و لذت بردم
خیلی قشنگ بود
مرسی مونا جان...
انصافا من هنوز موندم بنویسم "مونا" یا "منا"...!!
ترنمی از باران .. خیالی از عشق ..
خیس بودن در عالم رفاقت ..
مست بودن در راه زندگی ..
مست دوست ، مست باوری که همیشه در رویای اوست ..
مست در مست ، برای انچه که در من هست ..
روزنه ای برای عبور ..
در پیچ و خم های زندگی ..
برای رسیدن ، به هوایی تازه ..
باوری نو ، حسی گرم ...
برای به آغوش کشیدن زندگی ..
در اتحاد و همدلی ...
عبور از مرز تنهایی ، برای بیشتر بودن..
درکنار هم ، با هم ...
در رویایی تا............. ¬.. آسمان ..
امام محمد باقر علیه السلام میفرمایند:
اگر مومنی را دوست دارید او را از آمدن ماه رجب با خبر کنید.
سالروز خجسته میلاد پنجمین ستاره درخشان امامت و ولایت، حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) و تقارن آن با حلول ماه پر فضیلت رجب، ماه تهیّا و آمادگی برای ورود به ماههای پر خیر و برکت شعبان المعظم و رمضان الکریم، و ماه نیایش و روزهای بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد...
و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان...
چقدر من عاشق تفکراتی هستم که اینقده دید قشنگ به زندگی دارند...
یعنی عاااااااااااااااااااشقتم...
سلام سینا جان...

ببخشید بابت اون اشتباه تایپی...
و ممنونم از حضورت
...
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم....
.
.
.
بسیار زیباست/سپاس
سلام
عمو مهرداد جایی برام تعریف میکرد که چقدر به شعرهای شاملو و صالحی و… علاقه دارن و همیشه به نوعی قصدش ادامه این راه بوده…
شک ندارم دیدن کامنتی با عنوان "ری-را" برایشان تداعی زیباییست
یکبار،اشتباه،عزیزم صدا زدید
عمریست دلخوشم به همین اشتباهتان..
:)
مثل یک ابر رها پاره ای از ماه بــــه دوش
آمدی باز هم ای سایه به خوابم خاموش
*** از: بهروز یاسمی
مهردادجان سلام واقعا عالی بود هنوز هم زیبا فکر میکنی واین چه عالیست .مستدام باشید .
سلام علی آقا
سبزمان فرمودین...
ممنونم از این ابراز احساسات لطیف..!
آپم بیا
آدرس؟؟؟
سلام کاوه جان
دست گلت درد نکنه که شعر کوتاه و در عین حال شگفت انگیزی از مهرداد رو بابت این پستت بر گزیده ای !
عاشق به حرف مردم بی اعتناست ! او هر آنچه دلش می گوید را عمل میکند ! دیگر اهل ملاحظه و محافظه کاری نیست !
او حتی زیر باران می رود ! بی چتر ، بی سایبان ..
دو سطر آخر شعر خود دنیایی ست پر رمز و راز !
این اتفاق می تواند هم باران باشد که نتیجه اش روییدن عشق است
هم افتادنی از نوع بر نخاستنی !
هم یک تغییر برگشت ناپذیر و بقول ما شیمیایی !
و این همان عشق است از ازل تا ابد
قربانت
سلام استاد
دیگر انگار حوصله نوشتنتان هم نمانده!
یا شاید ایام درس و امتحانات نمیگذارد که ما را مفتخر بفرمائید
ممنونم که نظرتونو راجع به این پست و پست قبل گفتین چرا که شاید گزاف نباشد اگر بگویم از همه بیشتر شما با عمو مهرداد و روحیات و حرفهاشون و منظور مفهوم این نوشته ها مانوس و حتی عجین هستید و شنیدن این توضیحات از زبان شما برایم شیرینی و جذابیتی دارد در حد خود شعر…!!
راستی پست قبل اسمتونو فراموش کرده بودین!
فدای تو
زیبا بود
اره راست میگی شکلکو خیلی دوست دارم


براتون گذاشتیم
بقدر کفایت!!
آدم هارا بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی:
دوست بدار،
کاری که خدا باتو می کند...
مونا درسته
بله

چیزی که گفتم واسه خیلی وقت پیش بود!!
الان که دیگه میدونم…
مرسی از حضورتون
http://tamasha20000.persianblog.ir/post/183/
اومدیم
و لذت بردیم آقا
با رفیقم داشتیم می رفتیم جلو در خونه ون ، کار داشت ... بعد ، رسیدیم جلو در ، گفت : حرکتو نگا ! مرگه من نگا کن اینجا رو ....
رفیقم زنگه خونشونو زد ، بعد آجیش آیفونو برداشت ...
قبل از اینکه آبجیش چیزی بگه سریع گفت : کیه ؟ :)))
آبیجیشم هول کرد و گفت : منم :))
بعد سریع درو باز کرد :)))))))
خدا وکیلی نیم ساعت دراز کش بودیم تو پیاده رو داشتیم قهقهه میزدماا .. ! :))))))))))))))
جالب بود
شیطنت آدم گل میکنه برم این کارو بکنم…!
احسنت ...
ما اتفاقی هستیم
که افتاده ایم
ممنون
منم از اینجای شعر عمو مهرداد خیلی خوشم میاد
ما اتفاقی هستیم
که افتاده ایم
این تیکه اش خیلی خیلی خیلی جالب بود. ازونا که آدم به فکر میبره.
چه قشنگ
این شعرو خوندم خ بدلم نشستو یجورایی خیلی دوس داشتم همچین چیزیو بخونم
بگذار هرچه نمیخواهند بگوییم
بگذار هرچه نمیخواهیم بگویند..
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم
درکش میکنم این شعره رو
قشنگ بود
لطف داری الهه جان...
ـ الو باران
حواست هست؟
دارم آب...
دارم خاک...
دارم شعله...
دارم میروم بر باد...
تو به احساست بیاموزد نفس نکشد
هوای دل ها آلوده است
اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است...!