(1)
********************************
(2)
تو بگو هر بازی را ببازد
تو بگو فانوس به دست انتهای جدول باشد
گیرم هر بازی
هر چقدر شد گل به خوردش بدهند!
اصلن آن قدر ـ مثل من ـ شکست بخورد
که به دسته ی دوم...سوم ... چه می دانم
صدوبیستم سقوط کند !
تو اما شمرده شمرده و با صدای بلند بشنو :
من عاشق آتش گرفته ی دیوانه ی تیم فوتبال رئال « سارا » گوسا هستم !
زیـــــبا بود
مرسی گلشن عزیز
بروبکس ظاهرا دیگه مثل قدیما جمع نیستن!!
چرا؟؟!
یکی نگفت سوما خودش 10تا گل هستش
نیازی به رئال اینا نیس
اینا که مهمه و جدی بگیر شاید سوال امتحال باشه
راستی درس و مشق رو کجا رسوندی؟
درسو مشقو...
ممممم
به چرخ و فلک رسوندم
یادتونه که..!!
نوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند
حکاکیهای روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگارانی ابدی . . .
مرسی
زیبا بود
سلام مرسی بخاطر اهمیتتون به نظر مخاطباتون.کاملشو گذاشتین؟
سلام
خواهش میکنم
شعرهای و نوشته های عمو مهرداد رو هم خودشون خوندن و هم من..
صد البته که نظرات این وبلاگ برای مخاطبانش دایر شده و هیچ نظری سهل انگاشته نمیشه...
کامل نمیشه گفت...
عمو مهرداد یه دست به سرو روش کشیدن انگار...
سلام کاوه جان.
خیلی قشنگ بود. دست گلت دردنکنه.
منتظر پست های زیبایت هستیم...
سلام بر مهندس ماهان گلم
لطف داری
و چشم در خدمتتون هستیم ماهان خان
سلام خیلی زیبا بودن بروزم ومنتظر حضورتون
سلام
حتما مهدیه جان
سلام آقا کاوه عرض ادب به شما و شعرهای مهرداد عزیز
سلام خانم حاتمی
لطف دارین شما
سپاس از حضور و مهرتون
سلام
چه کوتا ه های زیبایی!!!
انگار آقای محمدی میانه ی خوبی با درس و مدرسه نداشته اند!!
و کار آخر معرکه است!!
من عاشق رئال ساراگوسا هستم!!!
دست مریزاد شاعر!
سلام دریا جان

رابطه بدی که نداشتن انگار..!
کار دومم امروز یه خورده تغییرات داشت که اعمال کردم..
سلام
خیلی خیلی لذت بردم
منم عاشق شعر ها ونامه های استادم مهرداد محمدیم
مرسی
لطف دارین
سلام کاوه ی عزیز و استاد عزیزم
با آخرین پستم در ۹۲ منتظر حضورتونم
یا علی
سلام میم مثل مریم عزیز!
ایشالله که موفق باشی و کنکور بعد رو با موفقیت امتحان بدی
بله اومدم و خوندم پست آخرتون رو که ظاهرا خواهرتون از امروز سکاندار شدن!
چرا من و فرزانه مرتب پست میزاریم
الهه و الهام زیاد وقت نمیکنن بیان نت
شما هم افتخار نمیدید سر بزنید
سلام من و عمو مهرداد رو به خودتو فرزانه و بقیه بکس برسون...

راستی این آمار رو چرا نوشتین برا من؟؟!!
سلام.به دنیای شما آمدم تنها با کوله باری از رنجهایی که رسالت شاعران است پس ما مشترکیم دراین رسالت بزرگ.همراهم باشید در روزهایی که کتاب این رسالت بزرگ(درد) را بر این صفحه مجازی حک میکنم
شما را با افتخار لینک میکنم شما نیز همراهم باشید لطفا
با این کامنت لبریز از هنر آدم چه حرصی میخوره وقتی آدرسو اشتباه میذاری!

یک نفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهود جان قربان!
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب میخواند شما را...
سلام هردو واقعا زیبا بودن
دست آقای محمدی مریزاد
سلام
لطف دارین
بابت شعر زیبایی که انتخاب کردین هم ممنونم شبنم جان
بهترین ها در جهان نه دیده میشوند نه حتی لمس میشوند، آنها را تنها باید در دل دیده و لمس کرد
سلام آقا کاوه!
و سلام آقای محمدی عزیز!
کار آخر بدون تغییرات هم زیبا بود !
و الان زیباتر!!
"اصلن آن قدر -مثل من -شکست بخورد "
آفرین آقای عاشق آتش گرفته ی ........... !
جای خالی گل در شکل های بلاگ اسکای به شدت حس میشه!
سلام دریا جان
سپاس از حضور و توجه تان..
خودتون گلین که..
سلام بر کاوه عزیز
خوبی مهندس ؟
دست مریزاد واسه مطالب مثل همیشه بکر و زیبایی که از مهرداد گذاشتی ...
من عاشق آتش گرفته ی دیوانه ی تیم فوتبال رئال « سارا » گوسا هستم !
محشر بود
سلام بر مریم خانم گل
لطف داری
با احترام.قابل توجه یکی از دوستان عزیز.
بنده با یکی دو ترم فاصله همکلاس دانشگاهی آقای مهردادمحمدی بودم.ایشان تحصیلکرده اقتصاد هستن
اکنون هم کمی دورتر همکاریم.
سلام
آپم[گل]
سلام
حتما
فرزانه وار آرام باش ، آنان که به سرعت می دوند زمین می خورند
جناب آقای کاوه محمدی
اون چیزی که ما دیدیم و داریم می بینیم مهردادمحمدی
کافر یا مسلمون. مارکسیست لنینیست یا نیهیلیست
و دارای تفکر خطرناک صادق هدایتی یا دارای علاقه
پنهان وپیدا به دکترشریعتی و سروش و هابرماس و
نیچه و... که باید هرچه سریعتر جلوی خطر بالقوه ش
گرفته بشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سالهاست تریبون بزرگترین مرکز فکری فرهنگی و
بزرگترین رسانه کشور در اختیارشونه وحتما میدونین
چه نظارت سختی هم بر اون حاکمه....؟ پس اگه
قرار بر این نوع قضاوتهای ناشی از حسادت بود
تا حالا مهردادمحمدی هم یا پشت میله های اوین بود
یا کنج خونه داشت شعر سیاه مرگ و بی دینی میگفت.
حیفه به خدا حیفه به خدا حبفه
مهرداد رفتنیست کجاشو نمیدونم ولی مطمئنم شاید کردستان عراق یا ترکیه شایدم ......
گر سر برود ، ز سر هوایت نرود
تأثیر طلسم چشم هایت نرود
فرشی ز دلِ شکسته انداخته ام
آهسته بیا شیشه به پایت نرود
سلام و سپاس
با اینکه همه حرفهایتان عیان بودند اما حاجت به بیانشان بود اگرچه آن چند حرف و کامنتها از زبان کسانی بود که مهرداد را و مهربانی ها و دل صادقش را می شناختند اما خود را به...
کسی که خوابیده است را میشود بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده را هرگز...!
ممنونم از کامنت لبریز از لطفتان
سلام.عذرم را بابت آدرس اشتباه بپذیر ممنون میشم به لینک هاتون پیوستم کنید.مرسی
سلام
خواهش میکنم
حتما
سلام
بگو مهرداد بخواند
من کاری به نامه ها و شعرهای مهرداد محمدی ندارم
اصلا به چه درد میخورن این شعرها و نامه هایی که مدام مارا یاد خاطراتی میندازند که تمام تنمان از یادآوریشان تاول میزند
اصلا گیرم که منو تو و سارا و هزار آدم دیگر برای آن سالهای رفته بر باد نشستیم و گریه کردیمو بعد هم باران پشت بندش بشود
اصلا به چه درد میخوریم منو مهرداد و ساراو هزار آدم دیگر ازین دست؟
مهرداد من دلم برای خود تو تنگ شده است
شعرها و نامه هایت را به سارا و کودکیمان پست کن
اصلاخودت کجای این جهان نامریی ایستاده ای؟
من دلم برای تو
برای کلبه هنر
برای سرکوچتون
برای چای توف مادرت
برای یک نخ سیگار زیرباران
برای ...
نه فقط دلم برای خودت تنگ شده است
تو که باشی
همه اینها هست
================
همیشه خشک میشوند زیر خاک وسنگ
فقط جوانه های تو فقط جوانه های من
سلام
مهرداد بخواند!
به روزم دعوتید[گل]
مرسی
سلام
شعر دوم عمو مهرداد رو از عمو علی شنیده بودم
و همان موقع هم حفظم شد
واقعا خیلی درود بر عمو مهرداد مهربان و تمام دل بستگی های شیرینش
کاوه جان
به روزم دعوتید به تنهایی پرهیاهو
سلام رسول جان
مرسی
لطف داری
باشه حتما میام..
بـی تو
تنهـاییـم را پک می زنم
تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد
و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم
وقتی تو باز می گردی
کوچک ترین ستاره چشمم خورشید است
و اشتیاق لمس تو شاید
شرم قدیم دستهایم را
مغلوب می کند
وقتی تو باز می گردی..
"حسین منزوی"
عمو مهرداد رو که میشناسم ولی عمو علی رو نه متاسفانه
نکنه آقای علی محمدی باشه
سومااااا
این روزا درد زیاد است...درمانم زیاد است...اما دیگر کسی حال خوب شدن ندارد...!!!
آدمیست دیگر...
دل به نور ستاره ای میبندد که سال ها پیش مرده است!
سلام!
این کامنت مال آقای مهرداد می باشد!
آقای محمدی ،شنیدم به خودنویس خیلی علاقه دارید میخواستم یک جفت بفرستم براتون اگه میشه آدرس بدید تا بفرستمشون!
من منتظرم ها!!!!!
با من که باشی هیچی نمیخوام
دنیارو بی تو اصلا نمیخوام
وقتی تو هستی
قلبم آروم
زندگی کردن با تو آسونه
بی تو من مردم زندگی سخته
هر کی که با تو باشه خوشبخته
مبادا آسمان بیبال و پر بار
مبادا در زمین دیوار بیدر
مبادا هیچ سقفی بیپرستو
مبادا هیچ بامی بیکبوتر
مرحوم قیصر امین پور
کاوه عزیز
همیشه برام عزیز بودی و هستی
چراغ خاموش میای و میری
شاد باشی عزیز
علیرضای ما به حق مثال زدنیه...
به امید روزی که با عمو مهرداد دور هم یه گپ مخصوص بزنیم..
ممنونم برای محبت ها و مهربانی های بی دریغت
سلام!تجسم قوی....و قرار دادن مخاطب در صحنه ی شعر....فوق العاده است.وقتی به عنوان یک منتقد امروزی به شعر نگاه کردم کوچک ترین اشکالی نتوانستم پیدا کنم البته با توجه به سبک خود شاعر!و در مورد شعر دوم باید بگویم سبکی جالب امروزی جدید و کاربرد کلماتی که به ظاهر با شعر و احساسات بیگانه است (البته منظورم ربط احساسات به فوتبال است )توجه مرا بی نهایت جلب کرد!و در اخر باید بگویم زاویه ی دید مهرداد عزیز نسبت به اتفاقات و کاربرد انها در اشعارش در نوع خود جالب و قابل ستودنی است!
سلام
ممنونم از تحلیل و نقد زیبایتان..
اتفاقا همین طور است که می فرمائید!
چون عمو مهرداد از کنار هر واژه یا نکته یا صحنه ای سرسری نمیگذرن و زاویه دیدشان متفاوت تر است انگار! و تازگی ها میخوان از همین کارهاشون و تابلوها و آثاری که از همین چیزای ساده درست کردن و یا حرفهای تازه و نوشته های جدیدشون که سبکشم انگار کمی تغییر کرده یه نمایشگاه بزنن!
خودمم مشتاق شنیدن خبر دقیقش از زبان عمو مهردادم و حتما همه دوستان اینجا رو هم دعوت میکنم..
هر بار
من
تو را
برای شعر
برنمی گزینم،
شعر
مرا
برای تو
برگزیده است.
در هشیاری به سراغت نمی آیم؛
هر بار
از سوزش انگشتانم درمی یابم
که باز
نام تو را می نوشته ام...
"حسین منزوی"
«کنار من که قدم میزنی هوا خوب است
پر از پریدنــــم و جای زخــمها خوب است
برای حک شدن عشق در خیابانهــا
به جا گذاشتن چند رد پا خوب است
بگیــــر دست مـــــرا بشکنام بپیچانام
دو تکهام کن و آتش بزن، بلا خوب است
عشق
راهیست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از …
من فکر میکنم
فقط عشق میتواند
پایان رنجها باشد
به همین خاطر
همیشه آوازهای عاشقانه میخوانم
من همان سربازم
که در وسط میدان جنگ
محبوبش را فراموش نکرده است.
ناودانها شر شر باران بی صبری است
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "
قیصر امین پور
یک شبِ مهتاب
مردمانِ زیادی سازهایشان را بر میدارند
زیباترین آهنگها را مینوازند
تا من عاشقانهترین شعرم را برایت بخوانم
تا تو مستِ عطرِ شب بو ها،
تا تو عاشق یک دسته گلِ یاس شوی
و تو خواهی دید
که تمامِ دنیا بیدار مانده است
تا به آغوشم بیایی
و من دیوانه وار بگویم
"دوستت دارم"
"نیکی فیروزکوهی"
میان خواب منی هی از این به آن دنده
چقدر مانده به پایان؟ به ساعت چند ِ...
چه قشنگ
سلام مرسی که سر زدی
بازم بیا خوشحال میشم
با تو از خویش نخواندم، که مجابت نکنم
خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم
گوش کن از من و بر همچو منی گوش مکن
تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم
دستی از دور به هرم غزلم داشته باش
که در این کوره احساس مذابت نکنم
از محمد علی بهمنی
در خراب ِ غفلت آبادیم ما
در خزان زندگی، شادیم ما
از بهاران، غافلیم و دلخوشیم
همچنان بی حاصلیم و دلخوشی
man ye cament bara aghaye mohamadi gozashta agha ko?
بله گذاشتین
لطف کردین
الان اومدم و تائید کردم
سلام
مرسی ک بهم سرمیزنی
الان وبلاگم بودم داشتم پست جدید میزاشتم دیدم نظر گذاشتی ممنونم ازت
سلام
خواهش میکنم
سلام آپم و منتظر حضورت
سلام
حتما
با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو
راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من, جانا چه میخواهی؟ بگو
گیرم نمیگیری دگر, زآشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر, با من سخن گاهی بگو
.
.
باز دست گذاشتید روی "سارا" و دل آشفته ی ما آقاااااااااا؟
مورچه ها
از سر و کولم
بالا مى روند
عجیب شیرین است
یاد تو ...
ممنون از لطفت
سلام
خــــــدایــــــــــا . . .
میبینی من شاگرد خوبی نیستم .
تو که میبینی من درسهام و خوب پس نمیدم..
تو که میبینی من در تمام امتحانات تو مردود میشوم ...
پس چــرا ؟ ؟ ؟
پس چرا ،پرونده رو نمیذاری زیر بغلم و از اینجا بیرونم نمیکنی ؟ ؟
سلام
با داستان زیباو منقلب کننده مهر مادر .
آپم.
حتماً بخوانید.
موفق باشید.
سلام
ممنون از دعوتتون
وبلاگت زیباس اگه دوس داشتی واسه تبادل لینک خبرم کن
آخه قبلش میگفتی چه اهنگی رو وبلاگته!!!
گرخیدم...
مرسی
وبلاگ شمام زیباس
اینم خبر
ما لینک کردیم
میشه بگید الان کامنت من دقیقن کووووش؟
آقا من مدعی ام!
کسی اینجا نیس جواب ما رو بده؟
:|
خدا نکنه یه کامنت تو این وبلاگ گم بشه
آبروی منو میبرین براش...
نبودم الان اومدم الــــــــی... جان
ینی بازم اشتباه گفتم
البته اشتباه نگفتم خواستم محک ت بزنم ببینم حواست جمه
ما امروز مسافرت بودیم واس خاطر اینه که نتونستیم زیاد بیام و کامنت بزاریم و واس خودم از حال و روزم بنویسم
ایشالا اوضاع خوبه
تو....
محک....
حرفا میزنیا
سلام کاوه جان خوبی
چه خبرا ؟؟
راستی این وبلاگ جدیدمه
roze-zemestani.blogfa.com
سلام ماهان جان
ممنونم
اومدم و خوندم
جالب بود و البته فضایی متفاوت از وبلاگ دیگه ات
زیبا بود ....
بروبکس باحال ریلضی ...
سلام فرزانه جان
سپاس از حضورت
به بروبکستان هم سلام برسان
سلام
یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد؛
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد؛
یک دست میتواند یاریگر یک انسان باشد؛
یک واژه میتواند بیانگر هدف باشد؛
… یک شمع میتواند پایان تاریکی باشد؛
یک خنده میتواند فاتح دلتنگی باشد؛
امید میتواند رافع روحتان باشد؛
یک نوازش میتواند راوی مهرتان باشد؛
یک زندگی میتواند خالق تفاوت باشد؛
امروز آن “یک” باشید!
سلام آپم و منتظر نقد زیباتون
سلام
ممنونم از دعوتتون
اومدم اما واسه من چیزی نشون نداد!!
چه کاغذها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شدسارا!
از دل تنگی هایم،
از احساسم،
هزاران هزار صفحه سفید کاغذ سیاه شدند
کاغذها عاشق شدند
ولی تو...!
آن سو
ریسمانی تو را می کشد ،
که به پایت بسته شده
این سو
ریسمانی ، که به قلبت
پایت اگر جدا شود ،
زنده خواهی ماند
قلبت اما ...
خودت می دانی
افشین یداللهی
به روزم دعوتید[گل]
مرسی
حتما
سلام سپیدجالبی بود.
دعوتین به ی کار کوتاه ممنون میشم ازحضورتون.
سلام محمد جان
چشم میام
besiar ziba
ممنون مونا جان
سلام کاوه جان خوبی؟
هیچی ازین ورا رد شدم گفتم حالتو بپرسم
سلام سوما جان
هی.. بد نیستم
از این ورا رد نشو که سرما خوردم بدجور..
زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی جنبش جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند.
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،
یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند
مرسی کاوه عزیز من تو رو لینک کردم خوشحالمیشم لینکم کنید
خواهش میکنم
لینک شدین لاوان عزیز
میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”
وقتی یه سنگو تو دریا میندازی
فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه
وبرای همیشه محو میشه
ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره
و سعی می کنم مثل دریا باشم
فراموش کنم سنگ که به دلم زدن
با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم....
سلام کاوهی عزیز
باز هم آرامش و همان حکایت همیشگی...
شعر را دوست دارم
که میتواند زمان را نگه دارد
و تو را کنار من
بیآنکه پیرت کنم
و سنگینی کنم بر شانهات
گاهی
به من فکر کن
مثل دستی ناشناس
در بریده ای از عکسی قدیمی
مژگان عباسلو
ممنون از حضورتون
من
از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب می شوند
در صدای تابستانی
یک دوست
ناهید عباسی
سلام جناب مهندس نازنین.
این کار کوتاه را خیلی دوست دارم
فقط یک مسئله وجود داره، اونم اینه که
بد جوری به تیم فوتبال (رئال سارا گوسا) حسودیم میشه
البته شاید هم غبطه میخورم .....
واقعا این بند آخر معرکه ست:
من عاشق آتش گرفته ی دیوانه ی تیم فوتبال رئال سارا گوسا هستم!
دست مریزاد استاد عزیزم.
تارا. 1/دی/92
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه می فشارمت، اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت، اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت، اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت…
سعید بیابانکی
فدای تارای مهربان
سلام
خیلی زیباست
نمیدونستم برای کدوم مطلب کامنت بذارم واقعا همشون عالی بودن
دایی مهرداد عزیزم افتخار میکنم که دایی همچون تو دارم
حسنا
سلام بر دختر آفتاب
خوش آمدی حسنا جان